پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۰۲

ایا شهی که گشاده ست چرخ پیروزه

در آستان تو درهای فتح و پیروزی

دلی که آتش قهرت بسوخت تا به ابد

نیایدش پس از آن از زمانه دلسوزی

به موضعی که طریق صواب گم گردد

اشارت تو کند عقل را قلاووزی

دهد معلم رایت چو کودکان هر روز

به دست چرخ کهن تخته نوآموزی

برای نسخه تعدیل روز و شب خورشید

کند ملازمت عدل تو شبانروزی

کنون نه از پی آن شد سوی حمل که زند

به پیش طلعت تو لاف عالم افروزی

چو آفتاب غلامی زیان ندارد اگر

به خدمتت بره ای آورد به نوروزی

وجوه روزی خلق از عطا و بخشش توست

کنون به عدل نگه دار قسمت روزی

گدایی است درین پرده من بگفتم و رفت

تو دانی ار دری این پرده را وگر دوزی

به نام نیک بمان تا به حشر و شاد بزی

که به زنام نکو در جهان نیندوزی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۴سر ملوک جهان شهریار روی زمین
  2. شمارهٔ ۱۰۵ایا شهی که گرفته ست زیر شهپر حفظ
  3. شمارهٔ ۱۰۶سر ملوک جهان شهریار روی زمین
  4. شمارهٔ ۱۰۷ای خسروی که درگه قدر تو را سپهر
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.