پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قصاید

شمارهٔ ۱۲

انک بر تخت مکرمت شاه است

شرف الدینِ حق شرفشاه است

در تکاپوی خدمتش جوزا

از کمر بستگان درگاه است

وز پی امتثال فرمانش

چرخ را دیده بر سر راه است

لطف او بر صحیفه های ریاض

کاتب نقش صبغة الله است

کوه در پیش حلم راسخ او

همچو در پیش کهربا کاه است

در نفاذ امور نتوان گفت

که مر او را فلک ز اشباه است

پیش او حمله های شیر فلک

راست چون حیله های روباه است

ای ز رفعت به منزلی که در او

طاق گردون نظیر خر گاه است

قصه فاقه های من که مقیم

چون ثناهای تودر افواه است

بر تو پوشیده نیست از پی آنک

رایت از سرّ غیب آگاه است

تحفه لطف چون طمع دارم

چون فلک با زمین به اکراه است

یوسف ناز دیده خردم

از جفای زمانه در چاه است

اعتمادم پس از خدا بر توست

زانک ایّام نیک بدخواه است

تا به تقدیر با بقای فلک

نسبت ماه و هفته کوتاه است

مدد مدت بقای تو باد

هرچه در دهر هفته و ماه است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴شاها اساس ملک به تو استوار باد
  2. شمارهٔ ۱۵نوروز فرخ آمد و بوی بهار داد
  3. شمارهٔ ۱۶دلم که در همه عالم غم تو کرده مراد
  4. شمارهٔ ۱۷مرا ز دست هنرهای خویشتن فریاد
  5. شمارهٔ ۱۸تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد
  6. شمارهٔ ۱۹گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد
  7. شمارهٔ ۲۰ایزد چو کارگاه فلک را نگار کرد
  8. شمارهٔ ۲۱دل همی خواهد از آن پسته که شکّر گیرد
همه‌ی قصاید ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.