پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

بخش دوم

شمارهٔ ۳۷ - از قول نواب سیف الله میرزا به ملاحسن ملاباشی اسدالله میرزا نگاشته

جناب مولی الموالی را مشتاق فرخ دیدارم و بویه اندیش خجسته گفت و گزار.اگر چه تا این مدت باب مخاطبت بسته ماند و مفتاح مکاتبت شکسته، ولی چه باک ارتباط ارواح را بر اختلاط اشباح بیشی و پیشی است. در صورتیکه اغلب ابنای زمان خصومت پیش از دشمنی را فرض دانند اگر پیش از آشنائی راز اختصاص سرائیم، شاید از بابت فاتحه الفت اینقدر زحمت می دهم، که در محضر میمون والا که بهشتش لالاست و صد قامت از طوبی بالا، هر هنگام مقام افتد شرح ارادت ما طرح افکن و بر انفاذ دستخط و رجوع خدمتش مستدعی و محرم زی، ذریعت نامه مرا که رساله شوق و شکر است، ملحوظ انظار شریفش ساز، مراقب ومهیای اخذ جواب و نشر خطاب باش.

آقا محمد را که گماشته من و در نفس الامر مملوک سرکار اشرف است پاس اندیش زی، و به انصاف حمایت فرض دان، و رعایت فرض شناس. دوستان را که با مطاعیت خیلی کم و بسیار آسان است، آسوده و خوشدل توان داشت، مصرع: چیزی نخواستم که در آب و گل تو نیست. رسایل را که خوشتر وسایل انس است مترصدم.

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۳۹ - به نواب ساسان میرزا پسر نواب بهاء الدوله نگاشتهسرکار ساسان را بنده چهرم و زنده مهر، شاگردی خام نگارشم و نوآموزی سرد گزارش. بندگان والا والی سه نامه فرمایش کرده بود اینک نگاشته نیاز فرگاهش افتاد. اگر بنگه آرای سراست مهربانی فرموده به دست خودش چشم گذار آور. چنانچه خرمی بخشای باغ سرکار سردار است، همراه ه
  2. شمارهٔ ۴۰ - به علی نقی خان سردار بختیاری و سایر زندانیان توپخانه نگاشتهزانداز چنبر ونای و ز بیم مشت و چانه
  3. شمارهٔ ۴۱ - از قول نواب سیف الله میرزا به نواب اسدالله میرزا نگاشتهسواره رفتی و سودم جبین به راه تو چندان
  4. شمارهٔ ۴۲ - از قول سیف الله میرزا به میرزا مهدی وزیر اسدالله میرزا نگاشتهبر طرف باغی با یغما از جنس دو پا فراغی داشتیم و از ارواح مکرم پرسش و سراغی. نام تو بر زبان آمد غم بر کران زیست، و رامش در میان تاخت، فرد:
  5. شمارهٔ ۴۳ - از قول علی اکبر خان دامغانی به نامزد او نگاشتهخدایا خدایا تا کی بار خامه کشم و کارنامه کنم، تمهید درود و سلام آرم و ترتیب پیک و پیام، مگرم درد دل در آن محفل گوش گزار افتد وصورت آشفتگی شهود حضرت یار گردد، در نامه جز تعارف چه توان نگاشت و با قاصد جز آه و ناله چه توان سرود، فرد:
  6. شمارهٔ ۴۴ - ایضا از قول علی اکبر خان دامغانی نگاشتهقربانت شوم، دستخط مبارک که آورده آن شیرین بیان بود وپرورده آن رنگین بنان زیارت شد. تعویذ تب های کربت کردم و چراغ شب های غربت. دلم از درد آسوده ساخت و گردم از چهره باز پرداخت، فرد:
  7. شمارهٔ ۴۵ - به میرزا حسن مطرب نگاشتهدر عجم آن سه که خواند عربش چاره غم
  8. شمارهٔ ۴۶ - به نواب نیرالدوله نگاشتهاز تو دورم و ای من این زندگی
همه‌ی بخش دوم ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.