پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات الحاقی

شمارهٔ ۱

گردنده گردون زن قحبه بار است

آسوده کیهان زن قحبه زار است

در گوهر آن پیدا و پنهان

از جبهه این عنف آشکار است

بانگ نی اش را پست و بلند است

ذوق می اش را رنج و خمار است

خود زاد از این دو زن قحبه ناصح

ذم بس کز اینان او یادگار است

چون خاک دارون خونخوار خصلت

چون چرخ گردون زینهار خوار است

در عابد انگیز سلاخی آمیز

از این عبادت بهتر چه کار است؟

تا رخش گردون در تک، جز این گاو

کشنید تاخر قاطر سوار است

ریش و دهانش گوئی به هم در

سوراخ....ون است موی زهار است

کی رفت باری از پیش کاری

تا این پس انداز خود پیشکار است

تا او گرامی در مرز سمنان

ما را کمین دل آشوب خار است

از کوزه دل بر کاسه چشم

خم های خونم زین... ون تغار است

در مرز سمنان با پاس خسرو

در طاس مور است در کیسه مار است

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.