پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

ترجیعات

شمارهٔ ۷ - نیز در مدح اتتسز

ای دوست، غم تو برده هوشم

بگذاشت چو دیگ پر ز جوشم

سرمایهٔ مرد عقل و هوشست

در عشق تو رفت عقل و هوشم

بی روی تو خسته ماند جسمم

بی گفت تو بسته گشت گوشم

تو جز بجفای من نکوشی

من جز بفای تو نکشم

خونست ز حسرت تو اشکم

زهرست زانده تو نوشم

از دست فراق جان خراشت

بر چرخ همی رسد خروشم

جز با رخ همچو زر نباشم

جز جامهٔ غم همی نپوشم

این جامه و زربهای عمریست

کز بهر ترا همی فروشم

آخر کرم علاء دولت

برگیرد بار غم ز دوشم

شاهی ، که بجام مهرش اکنون

جز بادهٔ بی غمی ننوشم

گردون جلال نصرة الدین

دریای نوال نصرة الدین

خورشید جهان، علای دولت

آن قاعدهٔ بنای دولت

شاهی، که مشاطه وار آراست

تیغ و قلمش لقای دولت

از عدت او نظام عالم

وز مدت او بقای دولت

افروخت دلش چراغ دانش

وافروخت کفش لوای دولت

بر طاعت اوست عهد گردون

در خدمت اوست رأی دولت

ای از تو نگون هوای بدعت

وی از تو فزون بهای دولت

حکمت شده مقتدای گیتی

امرت شده پیشوای دولت

شاهان دگر چو حلقه بر در

تو در کنف سرای دولت

این لفظ بود و بیگاه

تسبیح جهان ، دعای دولت

یک لحظه مباد هیچ خالی

از نصرة دین، علای دولت

گردون جلال نصرة الدین

دریای نوال نصرة الدین

ای شاه، قرین تو ظفر باد

در پیش تو آسمان سپر باد

قدر تو چو چرخ با شرف گشت

امر تو چو دهر با خطر باد

تا هست جهان بحسن سیرت

از حسن تو در جهان خبر باد

تا هست زمین بعون مدت

از تیغ تو بر زمین اثر باد

دست تو نشانهٔ کرم باد

دست تو خزانهٔ هنر باد

کشف همه شکلهای مشکل

نزدیک دل تو مختصر باد

بذل همه گنجهای معظم

در پیش کف تو ما حضر باد

نجم شرف تو مندرست

شاخ طرب تو بارور باد

همواره ترا برغم حاسد

در صدر جلال مستقر باد

گردون جلال نصرة الدین

دریای نوال نصرة الدین

ادامه‌ی ترجیعات

  1. شمارهٔ ۹ - در رثای سید معزالدین بهاء الدین علی بن جعفر نعمهدیده ها را ز سر بپالایید
  2. شمارهٔ ۱۰ - در مدح ملک اتسزای چاه ز نخدان ، دلم از راه فگندی
همه‌ی ترجیعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.