پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۶۲ - د رمدح اتسز

نظام حال زمانه ، قوام کار جهان

تمام گشت باقبال شهریار جهان

علا دولت و دین خسرو جهان ، اتسز

کزو گرفت نظام و قرار کار جهان

مظفری ، که خدای جهان پدید آورد

ز بی قرارحسامش همه قرار جهان

زخسروان جهان مثل او جوان بختی

نپرورد فلک پیر در کنار جهان

ربوده زلزلهٔ هیبتش قرار زمین

ببرده قاعدهٔ عدلش اقتدار جهان

بر امر و نهی مساعیش اتفاق فلک

بحل و عقد معالیش افتخار جهان

زمانه پاسا، دریادلا ، فلک قدرا

شدست خدمت صدر تو اختیار جهان

قضا اسیر تو و سرکشان اسیر قضا

جهان شکار تو و صفدران شکار جهان

مطیع حکم تو اجرام بی قیاس فلک

غلام امر تو اجسام بی شمار جهان

بدیدهای کواکب ز عهد آدم باز

وجود ملک ترا بوده انتظار جهان

بگاه مکرمت ، ای یمن و یسر بندهٔ تو

بر یمین تو اندک بود یسار جهان

ز پای پند نهیب تو احتراز سپهر

ز دستبر حسام تو اعتبار جهان

بگاه بزم ببخش تویی جهان سخا

بروز رزم بکوشش تویی سوار جهان

شعار خدمت درگاه تو نشان فلک

نشان طاعت فرمان تو شعار جهان

زنظم قاعدهٔ ملک تو نظام هدی

ز خمر صاعقهٔ تیغ تو خمار جهان

ز عنف تست وز لطف تو خوف و امن بشر

ز مهر تست وز کین تو فخر و عار جهان

خدای عز و جل سخرهٔ ضمیر تو کرد

همه دقایق پنهان و آشکار جهان

همیشه تا که بصنع خدای عز و جل

بر اختلاف طبایع بود مدار جهان

مباد کس زبشر ، جز تو ، پیشوای بشر

مباد کس بجهان ، جز تو شهریار جهان

مخالفان تو در خوف حادثات فلک

موافقان تو در عهد زینهار جهان

ز بهر عدد جود تو مایهای زمین

ز بهر خدمت عمر تو روزگار جهان

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۶۴ - از زبان علاء الدوله اتسز خوارزمشاهای عادت تو همه جفای من
  2. شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ملک اتسزای غریو کوس تو در گوش بانگ ارغنون
  3. شمارهٔ ۱۶۶ - نیز در مدح اتسزچو از حدیقهٔ مینای چرخ سقلاطون
  4. شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح اتسزرمضان آمد و آورد ز فردوس برین
  5. شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح اتسز خوارزمشاهقاهر اصحاب بدعت ، ناصر اعلام دین
  6. شمارهٔ ۱۶۹ - در وصف قصر خاقان کمال‌الدین محمودقصر فرخندهٔ کمال‌الدین
  7. شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ملک اتسزمقتدای همه زمان و زمین
  8. شمارهٔ ۱۷۱ - نیز در مدح ملک اتسزبتی ، که ماه برد روشنی ز طلعت او
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.