پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۴

آن شمع که دوش بود تب تا سحرش

صحت پی رفع تب در آمد ز درش

تب از بدنش راه‌گریزی می‌جست

فصاد جهاند از ره نیشترش

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۶ای جان و تنم مطیع و شوق تو مطاع
  2. رباعی شمارهٔ ۴۷فن تو و سد هزار برهان کمال
  3. رباعی شمارهٔ ۴۸در نامه رقم ز خانه‌ای یافته‌ام
  4. رباعی شمارهٔ ۴۹تا کار جهان به کام کس نیست مدام
  5. رباعی شمارهٔ ۵۰تا در ره عشق آشنای تو شدم
  6. رباعی شمارهٔ ۵۱امشب همه شب ز هجر نالان بودم
  7. رباعی شمارهٔ ۵۲از آبله‌ای تازه گل باغ ارم
  8. رباعی شمارهٔ ۵۳ای آنکه به یکرنگی تو متصفم
همه‌ی رباعیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.