پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۶۲ - تاریخ منصب میردیوانی

ز حکم خسروی کز عدل و احسان

ندیده چشم گیتی همچو او شاه

شهنشاهی که در عهدش عجب نیست

نگیرد گر غبار آیینه از آه

ز بس راه ستم بسته است عدلش

زدن از کس نمی آید جز از راه

عجب نبود شود گر کهربا را

ز جیب کاه، دست زور کوتاه

ز رویش، کور بادا چشم بدبین

ز ملکش، دور بادا پای بدخواه

به دیوانداری خلق جهان شد

معین، خان عالیشان ذیجاه

سراپا جوهری کز گوهر پاک

شده آیینه سان شه را نظرگاه

چرا نبود سراپا چشم بینش؟

نظرها یافت از لطف شهنشاه!

شود از تندباد حکم عدلش

حق از باطل جدا، چون دانه از کاه

ز دیوانداری او گشت مظلوم

دگر مستغنی از آه سحرگاه

سخایش بسکه بخشد بی نیازی

غنی از خواستن گردیده دلخواه

نیارد کرد در میزان عدلش

پر کاهی زیادی کوه بر کاه

برای این مبارک منصب از دل

شبی تاریخ جو بودم که ناگاه

بتاریخ آمد از غیب این خطابش

که:«میر عدل دیوان شهنشاه »

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۶۴ - تاریخ مرگ تایبز روی درد و سوزم گفت یاری قدردان روزی
  2. شمارهٔ ۶۵ - تاریخ وفات حاج باقر«حاجی باقر»، ز دار دنیای دنی
  3. شمارهٔ ۶۶ - تاریخ تشریف تاجچو شاه تاج بخشت، تاج بخشید
  4. شمارهٔ ۶۷ - تاریخ تعمیر بنائی«سلیمان » زمان، شاه سکندر عدل دارا دل
  5. شمارهٔ ۶۸ - در سوگ و تاریخ مرگ ولی محمدخان فرزند نواب خانچون به حکم قضا، ز دار جهان
  6. شمارهٔ ۶۹ - در سوگ و تاریخ مرگ میر فضل اللهاز جهان رفت «میرفضل الله»
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.