پرش به محتوای اصلی
طغرل احراری طغرل احراری

مسدسات

شمارهٔ ۱

مه را چه مناسبت به رویت

گل را چه مثل به رنگ و بویت؟!

آتش نشود حریف خویت

فردوس نمونه‌ای ز کویت

بیند به چمن قد نکویت

صلصل برود ز باغ سویت!

یارب چه بلا تو نازنینی

مهر فلک و مه زمینی

سر تا به قدم تو انگبینی

انگشتر حسن را نگینی

آیینه فتد اگر به رویت

حیران شود از رخ نکویت!

رخسار تو طعنه کرده با گل

چاه ذقنت به چاه بابل

زلف سیهت به جعد سنبل

طرز نگهت به نشئه مل!

گل جامه درد ز شوق رویت

عنبر شکند ز قدر مویت!

زهر غم عشق تو چشیدم

راحت سر مو ز تو ندیدم

بار المت بسی کشیدم

تا آنکه به عاشقی رسیدم

ای آنکه منم در آرزویت

روزان و شبان به جستجویت!

غیر از غم تو به سر ندارم

در عشق تو زار و بی‌قرارم

وصف تو بود همین شعارم

در گلشن مدح تو هزارم!

هرچند نه محرمم به کویت

شادم به حدیث گفتگویت!

ای روی مه تو آفتابم

پیچ و خم زلف تو طنابم

هر قطره شبنمت گلابم

در آتش عشق تو کبابم!

فریاد ز دست خلق و خویت

یک جرعه ندیدم از سبویت

نخلیست قدت ز باغ خوبی

کش طعنه زند به سرو و طوبی

یوسف به درت به خاکروبی

جویان تو شرقی و جنوبی!

در هر چمنیست آبرویت

در هر وطنیست گفتگویت!

یکبار نپرسی حال طغرل

مهجور تو از وصال طغرل

دائم تویی در خیال طغرل

دانی تو اگر کمال طغرل

از لطف و کرم بری به سویت

همدم کنی با سگان کویت!

ادامه‌ی مسدسات

  1. شمارهٔ ۳ - بر فرد گلشنی بخاراییگلشن دهر که نبود گل عیشش جاوید
همه‌ی مسدسات ←

طغرل احراری درباره‌ی طغرل احراری

محمدنقیب‌خان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار می‌رسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص می‌کرد، اما بعدها تخلص طغرل ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.