پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

قصاید

شمارهٔ ۳ - در مدح امیرالمؤمنین و اظهار اشتیاق بزیارت آن بزرگوار گوید

ای خداوندی که در گیتی مثل شد در سخا

تا ابد از دولت دست و دلت بحر و سحاب

حرفی از جودت صدف را گوشزد گشت و همان

خویش را از شرمساری می کند پنهان در آب

گاه احسان چون درآری دست همت از بغل

روز میدان چون درآری پای دولت در رکاب

می رسد از هیبت تو ناله دشمن بچرخ

می شود از همت تو خانه معدن خراب

چارچیزت گاه خشم و چار چیزت گاه لطف

در حضور آرند، یابند از جنابت گر خطاب

نافه مشگ و بحر عنبر، نی شکر، گوهر صدف

چرخ قوس و برق تیر و مه سپر، تیغ آفتاب

هشت چیز از دشمنت پیوسته باشد هشت چیز

در جهان همواره تا افتد در انواع عذاب

سینه پر خون، طبع محزون، کام خشگ و دیده تر

بخت تار و تن نزار و جان فگار و دل کباب

ای شهنشاهی که بهر راحت خلق جهان

خسرو عدل تو بگشاید چو از عارض نقاب

خویشتن را پر رود نخجیر در آغوش شیر

صعوه سازد آشیان خویش در چنگ عقاب

هم ز فیض مشهدت مسرور جانهای حزین

هم ز طوف مرقدت معمور دل های خراب

در جوارت یافت لذت هر که از آسودگی

چون ره خوابیده هرگز بر نمی خیزد ز خواب

بی قراری در ره شوقت مرا بی وجه نیست

پرتو خورشید دارد ذره را در اضطراب

جذبه ای دارم تمنا در ره شوقت کنون

تاروان گردم چو اشگ عاشقان با صد شتاب

تا بود داغ کلف بر چهره مه در فلک

تا شود جام صدف لبریز گوهر از سحاب

دوستت پیوسته باشد چون گهر با آبرو

دشمنت همواره افتد چون شرر در التهاب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵ - در خطاب بفلک دون پرور و مدح امیرالمؤمنین حیدر گویدچیست آن پیکر سیمین که نگردد یکبار
  2. شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گویدمژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار
  3. شمارهٔ ۷ - در مدح امام المتقین امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمایددرگهت را که هست غیر طور
  4. شمارهٔ ۸ - ابیات ذیل در «تذکره عذری» از همین طبیب نقل گردیده و چنان که پیداست از قصیده‌ای بوده، ولی این قصیده در هیچ‌یک از دو نسخه دیوان که در دسترس ماست مسطور نگردیده استتویی آن خسرو عادل به جهان کآوردی
  5. شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالحسن علی بن ابیطالب گویدز دل با تو ای شوخ شیرین‌شمایل
  6. شمارهٔ ۱۰ - در بی‌وفایی روزگار و مدیحه رسول مختار گویدای مبارک همای فرخ‌فال
  7. شمارهٔ ۱۱ - در مدح امام والمتقین و یعسوب الدین امیرالمؤمنین گویدتا تو رفتی چون خدنگم از برای زیباصنم
  8. شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالائمه و غوث الامه علی علیه السلام گویددوش از این رواق نیلی فام
همه‌ی قصاید ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.