پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قطعات

شمارهٔ ۶ - نظامی گشنیز خورد

نظامی در خراسان خورد گشنیز

که تا گشتش رسن تابی فرامشت

به شهر خویش گوئی خویشتن را

نماید کان چه . . . ونست آن به انگشت

به . . . ون در برد باید سو کمان را

فرامشتش کند و افکند بر پشت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸ - در راهپیش آمدم براه یکی تا زنا گشاد
  2. شمارهٔ ۹ - حکیم سوزنیمحکیم سوزنیم چشم شاعران بهجا
  3. شمارهٔ ۱۰ - ای پسرای پسر گر به . . . س شوی چو بزرگان
  4. شمارهٔ ۱۱ - سوگند دروغعمر عاشق از املاک اجل فخرالدین
  5. شمارهٔ ۱۲ - دو سال عشوه خریدمآن گریزی که عشوه خریدم ازو دو سال
  6. شمارهٔ ۱۳ - چیست آنچیست آن جفت بهم ساخته همچون زن و مرد
  7. شمارهٔ ۱۴ - خمخانهتا ز خمخانه یکی دست بحمدانم برد
  8. شمارهٔ ۱۵ - زن سعددو دسته کاغذ سعدی نواختم فرمود
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.