پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قطعات

شمارهٔ ۵۴ - پسر سلمانی

رومه سوزک مژه میکنی از نادانی

ای بهر کندن و هر سوختنی ارزانی

جان کن ای کور جگر سوز و سخن نیکو گوی

مژه وارونه چه کردند ترا میدانی

مژه بر هم نزنی شب ز غم هجران را

چو مژه نبود اگر زود رهی نتوانی

موی بینی نکنی لیکن موی مژه را

از برون می بکنی تاز درون بنشانی

پوستین سازی مردیده خود را با ما

بایدی نفسرد ار هیچ به صحرا مانی

خبرت هست که در شهر بخارا سی سال

خرزه خوردی سبکی خرزه با سوهانی

به سمرقند اگر چند کنون جهد کنی

به سلامت نجهی از پسر سلمانی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۶ - کل و ساماننظامیا کل و سامان به بلخ هست دودیه
  2. شمارهٔ ۵۷ - نه مستی و پستیخائی گنده ترسا پرستی
  3. شمارهٔ ۵۸ - حنائی شاعرحنائیا خبه شد خلق شاعریت مگر
  4. شمارهٔ ۵۹ - قوامیقوامی همچنین بد ساز ماندی
  5. شمارهٔ ۶۰ - امامزاده صابونیفرزند من نبیره میمونی
  6. شمارهٔ ۶۱ - داماد خر خواجهای سوز نیک چون پسر خواجه کلاخی
  7. شمارهٔ ۶۲ - چون دزدانکیست آن گرد شکم مردک رو به مانست
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.