پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قصاید

شمارهٔ ۵۲ - در هجو دوستی

عطا گرفتی و شکر و ثنا نگستردی

کسی چنین کند ای قلتبان که تو کردی

بجای شکر شکایت نمودی از همه خلق

نماند کسی که نیازردی و خود آزردی

ولی نعم بشناسد سگ از تو بهتر سگ

بدین سبب که نئی سگ بحسرت و دردی

بشرط اینکه اگر سگ شوی مرا نگری

لعاب در نچکانی بکاسه خوردی

وگر سرائی پیدا کنی مرا چو سگان

بپاسبانی گرد سرای من گردی

دعای من بتو بر تو که مستجاب شود

دعا کنم بتو بر تو بود که سگ گردی

چو سگ شوی بشناسی حق ولی نعمت

بمردمی در ازین حق شناختن فردی

ترا بنامه بخود خواند افتخار الدین

چرا بخدمت او دین و دل نپروردی

تو آنکسی که به سی سال خدمت خاقان

ز زر و سیم بریدی سپیدی و زردی

بجز خریطه شطرنج و گنج شعر و برنج

ز بزم خاقان چیزی برون نیاوردی

ترا طبیبک ترسا مربی آمد و بس

طریق دین محمد سزد که بنوردی

بنزد من نه جوانمرد باشد آنکه ترا

بحق بداند و با تو کند جوانمردی

اگر نداری باور کنون حدیث مرا

به . . . نت اندر . . . ر خران نآوردی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۴ - در هجو شاهریمن آن کسم که چو کردم به هجو گفتن رای
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.