پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

قطعات

شمارهٔ ۱۴ - ناصر دین

ای ناصر دین سید اولاد پیمبر

ای عالم جاه و شرف و دانش و تمییز

از غایت جود و کرم و بر و مروت

ناخواسته بخشی بهمه خلق همه چیز

آن بخت ندارند که ناخواسته یابند

چیز این دو سه تا شاعر بی مغز چو گشنیز

چون کار بخواهش رسد، از شرم و خجالت

باشند گدازنده چو بر آتش ارزیز

آنروز که تو خواسته ناخواسته بخشی

کس مرشعرا را ندهد بار بدهلیز

ور باز رسانند بدان مجلس خرم

ایشان سر خر باشند، آن مجلس پالیز

بختی است خود این طایفه را کز گل ایشان

گر کوزه کنی خشک، شود آب بکاریز

زین سور بآئین تو بردند بخروار

زر و درم آنقوم که نرزند بدو تیزز

از مطرب بدزخمه و شب بازی بدیاز

سنگ و سرخ و حبه زن و مسخره و حیز

چون کار همه ساخته گشت از کرم تو

باید که شود ساخته کار شعرا نیز

تا از می و از بت سخن انگیز دو ساغر

می خوه ز بتان ختن و تبت و خر خیز

هر روزه بتو جامه شادی و طرب پوش

تا جامه غم را بدرد دامن و تیریز

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - گویم نمرده‌امایزد چو مرده خواند مر آن را که مرد نیست
  2. شمارهٔ ۱۷اگر به جود تو ای مجد دین نشد حاصل
  3. شمارهٔ ۱۸ - خروسیکی خروس، بمنقار دانه می آرد
  4. شمارهٔ ۱۹ - شهاب الدین مؤیدشهاب دین موید که بر سپهر هنر
  5. شمارهٔ ۲۰ - رمضان آمدرمضان آمد و هر روزه گشائی بر بام
  6. شمارهٔ ۲۱ - خطیب بباعخطیب بباع ای منعمی که در عالم
  7. شمارهٔ ۲۲ - ای بندهای بنده طول عمر تو خواهنده از خدا
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.