پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده

ناز کن

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می‌ارزد

بوسه‌ای از لب لعلت به روان می‌ارزد

بگشا غنچهٔ لب را بنما بر همه کس

یک شکر خنده که با روح روان می‌ارزد

رخ و زلف و خط و خالت به گلستان ماند

چه گلستان که به صد باغ جنان می‌ارزد

ای صبوحی پس از این جای تو و میخانه

زان که خاکش به همه کون و مکان می‌ارزد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده

  1. تصویرمصوّر آمد و روی تو را چو ماه کشید
  2. قند لعلره دل را بتا زان شوخ چشم مست رهزن زن
همه‌ی غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.