پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۸۰

نقل بزم ما حدیثی زان لب شیرین بس است

جلوه برگ گلی در دامن گلچین بس است

سبزه نورس برون آمد گل خودرو دمید

نوبهار از انتظارت پیر شد تمکین بس است

بلبل و قمری نیم، چشمم به گل یا سرو نیست

از تماشای بهارم جلوه رنگین بس است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۸۲خار وگل از هوای تو دمساز آتش است
  2. شمارهٔ ۸۳در گلستان محبت سایه گل آتش است
  3. شمارهٔ ۸۴عالم چمن جوش بهار دم فیض است
  4. شمارهٔ ۸۵تا عارض نسرین تو رشک گل باغ است
  5. شمارهٔ ۸۶نگاهش از سر مژگان به جنگ است
  6. شمارهٔ ۸۷بهار و گریه صید تو صبح اقبال است
  7. شمارهٔ ۸۸عالم تمام شرح جگر خواری دل است
  8. شمارهٔ ۸۹در بزم وفا یاد لب یار حرام است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.