پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۷

نه سوخته الفت دردم نه دوایی

داغم همه ناسور جدایی است جدایی

آسان نبود لاف هواداری فتراک

خون در رگ ما می تپد از بیم رهایی

ما را نشناسد کس و ما کس نشناسیم

فارغ شده ایم از غم چونی و چرایی

آوازه شهرت غرض همت ما نیست

این مرحله را طی نکند حاتم طایی

تا گرد ره گر مروان برق نژاد است

بگذر قدمی از خود اگر همره مایی

هرکس کندم منع دل اما چه توان کرد

داند نسب عشق مرا حسن خدایی

از میکده باجی است به گردن همه کس را

گیرند در این مملکت از ابر هوایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۹دل کشته آرزوست می گویی
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.