پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

مثنویات

شمارهٔ ۲۱

هر یک از اسمای حق در علم او

صورتی دارد که باشد عین تو

نور هر عینی که می بیند بصر

وجه خاصی می نماید در نظر

جود او بخشید اسما را وجود

ورنه اسما را به خود بودی نبود

هر چه موجود است مرحوم خداست

گرچه اسمای وی و اعیان ماست

کثرت اسمای او اندر عدم

از صفاتش نقش می بندد قلم

چون صفت از ذات او دارد وجود

رحمت ذاتش غضب را داده بود

راحم و مرحوم از آن می خوانمش

اسم او ذات و صفت می دانمش

نسخهٔ اعیان اگر خوانی تمام

شرح اسما را بدانی والسلام

جملهٔ عالم تن است و عشق و جان

اسم ظاهر این و باطن اسم آن

یک مسمی دان و اسما صدهزار

یک وجود و صد هزارش اعتبار

صورتش جام است و معنی می بود

گرچه هر دو نزد ما یک شی بود

در دو میدان یک یکی و دو یکی

نیک دریابش که گفتم نیککی

بی وجود او همه عالم عدم

بر وجود او همه عالم عَلَم

عالم از بسط وجود عام اوست

هرچه می بینی ز جود عام اوست

اوئی او ذاتی و ماتی ما

عارضی باشد فنا شو زین فنا

مائی عالم نقاب عالم است

بلکه عالم خود حجاب عالم است

جاودان این حجاب ای جان من

ای خلیل الله ِ من برهان من

حال عالم با تو می گویم تمام

تا بدانی حال عالم والسلام

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۲۳از تعیُن اسم اعظم رو نمود
  2. شمارهٔ ۲۴چیست انسان دیدهٔ بینا بود
  3. شمارهٔ ۲۵قطب عالم نقطهٔ پرگار روح
  4. شمارهٔ ۲۶نقطه ای در دایره بنمود میم
  5. شمارهٔ ۲۷بود ما از بود او پیدا شده
  6. شمارهٔ ۲۸مجمع البحرین اگر جوئی دلست
  7. شمارهٔ ۲۹گر بیابی عارفی صاحبدلی
  8. شمارهٔ ۳۰در خرابات مغان رندانه رو
همه‌ی مثنویات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.