پرش به محتوای اصلی
شهید بلخی

قصاید، غزلیات و قطعات

شمارهٔ ۱۶

مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی

که هرگز از تو نگردم نه بشنوم پندی

دهند پندم و من هیچ پند نپذیرم

که پند سود ندارد به جای سوگندی

شنیده‌ام که بهشت آن کسی تواند یافت

که آرزو برساند به آرزو‌مندی

هزار کبک ندارد دل یکی شاهین

هزار بنده ندارد دل خداوندی

تو را اگر ملک چینیان بدیدی روی

نماز بردی و دینار برپراکندی

وگر تو را ملک هندوان بدیدی موی

سجود کردی و بت‌خانه‌هاش برکندی

به منجنیق عذاب اندرم چو ابراهیم

به آتش حسراتم فکند خواهندی

تو را سلامت باد ای گل بهار بهشت

که سوی قبلهٔ رویت نماز خوانندی

درباره‌ی شهید بلخی

ابوالحسن شهید بن حسین جهودانکی بلخی، معروف به شهید بلخی (درگذشت ۳۲۵ هجری قمری) شاعر و متکلم و حکیم سده چهارم هجری است.در خط نیز استاد بود و اشعار عربی هم داشت. او از بلخ به چغانیان نزد ابوعلی محتاج رفت. از جمله ممدوحان او نصر بن احمد سامانی و ابوعبدالله محمد بن احمد جیهانی وزیر سامانیان را ذکر کرده‌اند.شهید بلخی از پیش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.