پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل هشتم

بخش ۳ - حکایت

گفت یک روز نازنین خاتون

کادمی زاده عاجز است و زبون

در دو انگشت حق ورا دل و گِل

پس مؤاخذ شده، زهی مشکل

غایت عجز و اضطرار است این

کس نگوید که اختیار است این

همه در شأن ماست آیۀ عجز

«ما تشاؤن» چیست غایت عجز

چونکه تعجیز او ز تکلیف است

سرّ تکلیف لطف و تشریف است

عاجزی خانه زاد امکان است

مظهرش نقش ذات انسان است

زانکه تکلیف امر علم و عمل

آدمی راست در دو کَوْن محل

همه تکریم او از آن عجز است

غایت سیر سالکان عجز است

عجز دیدی که اقتدار آمد

جبر دیدی که اختیار آمد

نیست گشتن در عدم زدن است

بیش بودن همه ز کم زدن است

عجز از ادراک گفت ادراک است

آنکه را دید و مذهب پاک است

این چنین است راه اهل کمال

غیر از این کفر و بدعت است و ضلال

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.