پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

فصل ششم

بخش ۲ - حکایت

در حضور جماعتی انبوه

رفته بودم پی تفرّج کوه

کمری را شکافت یک یاری

پیش ما ناگهان پی کاری

کرمکی یافتم میان کمر

سیر و سیرآب و سبز و تازه و تر

اندر آنجا مقام خود کرده

چون در آب و گیاه پرورده

هیچگونه مسام و راه گذر

ما ندیدیدم در میان کمر

خلق چون دید صورت آن را

تازه کردند جمله ایمان را

رزق این از کدام راه آمد

که تر و تازه چون گیاه آمد

قوت از بهر قوّت جان است

وان هم از فعل​های یزدان است

فعل حق را سبب نمی​شاید

کم نگردد ز هیچ و نفزاید

بی سبب بین که دارد او زنده

جمع شو تا کی ای پراکنده؟

بسکه دیدیم مرده از خوردن

نادر است از گرسنگی مردن

گر توانگر بوی و گر درویش

نخوری جز که قدر روزی خویش

تو کنی جمع تا فلان بخورد

عاقل این را ز ابلهی شمرد

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.