پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

گلشن راز

بخش ۵۶ - جواب

شراب و شمع و شاهد عین معنی است

که در هر صورتی او را تجلی است

شراب و شمع سکر و نور عرفان

ببین شاهد که از کس نیست پنهان

شراب اینجا زجاجه شمع مصباح

بود شاهد فروغ نور ارواح

ز شاهد بر دل موسی شرر شد

شرابش آتش و شمعش شجر شد

شراب و شمع جام و نور اسری است

ولی شاهد همان آیات کبری است

شراب بیخودی در کش زمانی

مگر از دست خود یابی امانی

بخور می تا ز خویشت وارهاند

وجود قطره با دریا رساند

شرابی خور که جامش روی یار است

پیاله چشم مست باده‌خوار است

شرابی را طلب بی‌ساغر و جام

شراب باده خوار و ساقی آشام

شرابی خور ز جام وجه باقی

«سقاهم ربهم» او راست ساقی

طهور آن می بود کز لوث هستی

تو را پاکی دهد در وقت مستی

بخور می وارهان خود را ز سردی

که بد مستی به است از نیک مردی

کسی کو افتد از درگاه حق دور

حجاب ظلمت او را بهتر از نور

که آدم را ز ظلمت صد مدد شد

ز نور، ابلیس، ملعونِ ابد شد

اگر آیینهٔ دل را زدوده است

چو خود را بیند اندر وی چه سود است

ز رویش پرتوی چون بر می‌ افتاد

بسی شکل حبابی بر وی افتاد

جهانِ جان در او شکلِ حباب است

حبابش اولیائی را قباب است

شده زو عقل کل حیران و مدهوش

فتاده نفس کل را حلقه در گوش

همه عالم چو یک خمخانهٔ اوست

دل هر ذره‌ای پیمانهٔ اوست

خرد مست و ملایک مست و جان مست

هوا مست و زمین مست آسمان مست

فلک سرگشته از وی در تکاپوی

هوا در دل به امید یکی بوی

ملایک خورده صاف از کوزهٔ پاک

به جرعه ریخته دردی بر این خاک

عناصر گشته زان یک جرعه سر خوش

فتاده گه در آب و گه در آتش

ز بوی جرعه‌ای که افتاد بر خاک

برآمد آدمی تا شد بر افلاک

ز عکس او تن پژمرده جان یافت

ز تابش جان افسرده روان یافت

جهانی خلق از او سرگشته دائم

ز خان و مان خود برگشته دائم

یکی از بوی دردش ناقل آمد

یکی از نیم جرعه عاقل آمد

یکی از جرعه‌ای گردیده صادق

یکی از یک صراحی گشته عاشق

یکی دیگر فرو برده به یک بار

می و میخانه و ساقی و میخوار

کشیده جمله و مانده دهن باز

زهی دریا دل رند سرافراز

در آشامیده هستی را به یک بار

فراغت یافته ز اقرار و انکار

شده فارغ ز زهد خشک و طامات

گرفته دامن پیر خرابات

ادامه‌ی گلشن راز

  1. بخش ۵۸ - سوال از معنی بت و زنار و ترساییبت و زنار و ترسایی در این کوی
  2. بخش ۵۹ - جواببت اینجا مظهر عشق است و وحدت
  3. بخش ۶۰ - اشارت به زنارنظر کردم بدیدم اصل هر کار
  4. بخش ۶۱ - اشارت به ترسایی و دیرز ترسایی غرض تجرید دیدم
  5. بخش ۶۲ - تمثیل در اطوار سیر و سلوکبود محبوس طفل شیرخواره
  6. بخش ۶۳ - اشارت به بتبت ترسا بچه نوری است باهر
  7. بخش ۶۴ - خاتمهاز آن گلشن گرفتم شمه‌ای باز
همه‌ی گلشن راز ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.