پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

گلشن راز

بخش ۴۲ - تمثیل در بیان نکاح معنوی جسم با جان یا صورت با معنی

اگرچه خور به چرخ چارمین است

شعاعش نور و تدبیر زمین است

طبیعت های عنصر نزد خور نیست

کواکب گرم و سرد و خشک و تر نیست

عناصر جمله از وی گرم و سرد است

سپید و سرخ و سبز و آل و زرد است

بود حکمش روان چون شاه عادل

که نه خارج توان گفتن نه داخل

چو از تعدیل شد ارکان موافق

ز حسنش نفس گویا گشت عاشق

نکاح معنوی افتاد در دین

جهان را نفس کلی داد کابین

از ایشان می پدید آمد فصاحت

علوم و نطق و اخلاق و صباحت

ملاحت از جهان بی‌مثالی

درآمد همچو رند لاابالی

به شهرستان نیکویی علم زد

همه ترتیب عالم را به هم زد

گهی بر رخش حسن او شهسوار است

گهی با نطق تیغ آبدار است

چو در شخص است خوانندش ملاحت

چو در لفظ است گویندش بلاغت

ولی و شاه و درویش و توانگر

همه در تحت حکم او مسخر

درون حسن روی نیکوان چیست

نه آن حسن است تنها گویی آن چیست

جز از حق می‌نیاید دلربایی

که شرکت نیست کس را در خدایی

کجا شهوت دل مردم رباید

که حق گه گه ز باطل می‌نماید

مؤثر حق شناس اندر همه جای

ز حد خویشتن بیرون منه پای

حق اندر کسوت حق بین و حق دان

حق اندر باطل آمد کار شیطان

ادامه‌ی گلشن راز

  1. بخش ۴۴ - جوابوجود، آن جزو دان کز کلّ فزون است
  2. بخش ۴۵ - تمثیل در بیان اقسام مرگ و ظهور اطوار قیامت در لحظهٔ مرگاگر خواهی که این معنی بدانی
  3. بخش ۴۶ - قاعده در بیان معنی حشرز تو هر فعل که اوّل گشت صادر
  4. بخش ۴۷ - سوال از کیفیت جدایی میان قدیم و مُحْدَثقدیم و مُحْدَث از هم چون جدا شد
  5. بخش ۴۸ - جوابقدیم و مُحْدَث از هم خود جدا نیست
  6. بخش ۴۹ - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفانچه خواهد اهل معنی زان عبارت
  7. بخش ۵۰ - جوابهر آن چیزی که در عالم عیان است
  8. بخش ۵۱ - اشارت به چشم و لبنگر کز چشم شاهد چیست پیدا
همه‌ی گلشن راز ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.