پرش به محتوای اصلی
شیخ محمود شبستری شیخ محمود شبستری

گلشن راز

بخش ۱ - دیباچه

به نام آن که جان را فکرت آموخت

چراغ دل به نور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالَم گشت روشن

ز فیضش خاک آدم گشت گلشن

توانایی که در یک طرفةالعین

ز کاف و نون پدید آورد کَونین

چو قاف قدرتش دم بر قلم زد

هزاران نقش بر لوح عدم زد

از آن دم گشت پیدا هر دو عالَم

وز آن دم شد هویدا جان آدم

در آدم شد پدید این عقل و تمییز

که تا دانست از آن اصل همه چیز

چو خود را دید یک شخص معیّن

تفکّر کرد تا خود چیستم من

ز جزوی سوی کلّی یک سفر کرد

وز آنجا باز بر عالَم گذر کرد

جهان را دید امر اعتباری

چو واحد گشته در اعداد ساری

جهان خلق و امر از یک نفَس شد

که هم آن دم که آمد باز پس شد

ولی آن جایگه آمد شدن نیست

شدن چون بنگری جز آمدن نیست

به اصل خویش راجع گشت اشیا

همه یک چیز شد پنهان و پیدا

تعالی الله قدیمی کو به یک دم

کند آغاز و انجام دو عالَم

جهان خلق و امر اینجا یکی شد

یکی بسیار و بسیار اندکی شد

همه از وهم توست این صورت غیر

که نقطه دایره‌ست از سرعت سیر

یکی خط است از اوّل تا به آخر

بر او خلق جهان گشته مسافر

در این ره انبیا چون ساربانند

دلیل و رهنمای کاروانند

وز ایشان سیّد ما گشته سالار

هم او اوّل هم او آخر در این کار

احد در میم احمد گشت ظاهر

در این دور اوّل آمد عین آخر

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندر آن یک میم غرق است

بر او ختم آمده پایان این راه

در او مُنزل شده «اُدعوا اِلَی الله»

مقام دلگشایش جمع جمع است

جمال جانفزایش شمع جمع است

شده او پیش و دل‌ها جمله از پی

گرفته دست دل‌ها دامن وی

در این ره اولیا باز از پس و پیش

نشانی داده‌اند از منزل خویش

به حدّ خویش چون گشتند واقف

سخن گفتند در معروف و عارف

یکی از بحر وحدت گفت اَنَا الحق

یکی از قرب و بعد و سیر زورق

یکی را علم ظاهر بود حاصل

نشانی داد از خشکی ساحل

یکی گوهر برآورد و هدف شد

یکی بگذاشت آن نزد صدف شد

یکی در جزو و کل گفت این سخن باز

یکی کرد از قدیم و مُحدِث آغاز

یکی از زلف و خال و خط بیان کرد

شراب و شمع و شاهد را عیان کرد

یکی از هستی خود گفت و پندار

یکی مستغرق بت گشت و زنّار

سخن‌ها چون به وفقِ منزل افتاد

در افهام خلایق مشکل افتاد

کسی را کاندر این معنی است حیران

ضرورت می‌شود دانستن آن

ادامه‌ی گلشن راز

  1. بخش ۳ - سؤال در ماهیّت فکرتنخست از فکرِ خویشم در تحیّر
  2. بخش ۴ - جوابمرا گفتی بگو چِبْوَد تفکّر
  3. بخش ۵ - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیداییاگر خورشید بر یک حال بودی
  4. بخش ۶ - سؤال در موضوع فکرتکدامین فکر ما را شرط راه است؟
  5. بخش ۷ - جوابدر آلا فکر کردن شرطِ راه است
  6. بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائناتاگر خواهی که بینی چشمهٔ خوُر
  7. بخش ۹ - قاعده در شناخت عوالم پنهان و شرایط عروج بدان عوالمتو از عالم همین لفظی شنیدی
  8. بخش ۱۰ - قاعده در تشبیه کتاب آفرینش به کتاب وحیبه نزد آنکه جانش در تجلّی است
همه‌ی گلشن راز ←

شیخ محمود شبستری درباره‌ی شیخ محمود شبستری

سعدالدّین محمود بن امین‌الدّین عبدالکریم بن یحیی شبستری (معروف به شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجریست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون است....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.