پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۲

چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار

یاد او می دهدم رنگ گل و بوی بهار

بلبل از وصلت گل بانگ برآورده چنانک

در چمن ناله کند مرغ جدا مانده ز یار

چون ز چنگ غمش آهنگ فغان پست کنم

خاصه این لحظه که صد ناله برآمد ز هزار

من چرا باشم خاموش چو بلبل کاکنون

حسن رخسار گل افزود جمال گلزار

باغ را آب فزوده لب جوی از سبزه

دم طاوس نموده سر شاخ از اشجار

زآتش لاله علمدار شده دامن طور

شاخ چون جیب کلیمست محل انوار

دست قدرت که ورا نامیه چون انگشتست

بر سر شاخ گل از غنچه نهاده دستار

آب روی چمن افزوده بنزد مردم

شبنم قطره صفت بر گل آتش رخسار

لاله بر دامن سبزه است بدان سان گویی

که بشنگرف کسی نقطه زند بر زنگار

رعد تا صور دمیدست و زمین زنده شده

همبر سدره و طوبیست درخت از ازهار

راست چون مردهٔ مبعوث دگر باره بیافت

کسوهٔ نو ز ریاحین چمن کهنه شعار

حوریانند ریاحین و بساتین چو بهشت

وقت آنست که جانان بنماید دیدار

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۴من بلبلم و رخ تو گلزار
  2. شمارهٔ ۵۵گفتند ماه و خور که چو پیدا شد آن نگار
  3. شمارهٔ ۵۶الا ای صبا ساعتی بار بر
  4. شمارهٔ ۵۷عشق تمکین بود بتمکین در
  5. شمارهٔ ۵۸ - قطعه ٧روی در زیر سمش کرد بساطی، چو فگند
  6. شمارهٔ ۵۹ایا قطرهٔ جانت از بحر نور
  7. شمارهٔ ۶۰ای شده از پی جامه ز لباس دین عور
  8. شمارهٔ ۶۱ایا نموده ز یاقوت درفشان گوهر
همه‌ی قصاید و قطعات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.