پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

طریق التحقیق

بخش ۷۰ - یسئلونک عن الروح قل الروح من‌امرربی

در کلام مجید ایزد فرد

«‌امر» گفت آن چنانکه یادش کرد

تو به حرص و حسد میالایش

به خصال حمیده آرایش

با سگ و خوک همنشین مکنش

با رفیقان بد قرین مکنش

چون کند مرگ از همه دورت

وافکند پشت در کو گورت

بود او محرم حصور ابد

در نیاید به تنگنای لحد

هست اینجا برای قوّت و قوت

بازگشتش به عالم ملکوت

چار عنصر چو در شمار آید

تن مرکب از این چهار آید

جان چو از تن مفارقت جوید

هر یکی سوی اصل خود پوید

آنچه از هستی‌اش نشان ماند

جان بود جان، که جاودان ماند

قفس پنج حس را بشکن

مرغ جان را ازو برون افکن

باز را در قفس چه کار بود؟

جای او دست شهریار بود

زین نشیمن‌گهش برون انداز

تا کند در هوای او پرواز

ادامه‌ی طریق التحقیق

  1. بخش ۷۲ - و الشمس و ضحاها و القمر اذا تلاهاای مسلم‌ترا سحر خیزی
  2. بخش ۷۳ - فصل فی ذم الظلمدر جهان هرکه بینی از که و مه
  3. بخش ۷۴ - حکایتبود در عهد ما شهی کافر
  4. بخش ۷۵ - الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلمباز دیدم که ظالمان بودند
  5. بخش ۷۶ - در فضیلت عدالتعدل شمعی بود جهان‌افروز
  6. بخش ۷۷ - فصل فی ختم الکتابای دریغا که در زمانهٔ ما
همه‌ی طریق التحقیق ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.