پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب

بخش ۲۰ - اندر افتخار خویش فرماید

ذم شنیدی ز مرغ عیسی‌رو

مدحم اکنون ز آفتاب شنو

گرچه چون من سخنگزاری نیست

بهتر از شاه گوش داری نیست

ورچه زین به سخن گزارد شاه

چشم دارم که گوش دارد شاه

خود چه گویم که در سپید و سیاه

نیک دانم که نیک داند شاه

همچو شمس است شعر من تابان

لیک جرمش در آسمان پنهان

مثلّ مادح تو چون جانست

فعل پیدا و ذات پنهانست

نافه و نحل و پیله را مانم

که ز پیدا بهست پنهانم

مه که خورشید را برو بندند

چون جدا گشت ازو برو خندند

بر کهی کز مهان نهان باشد

گر بخندند جای آن باشد

باشد از دور خوش به گوش مجاز

از من آوازه وز دهل آواز

خاصه سست و ضعیفم و واله

چون دل نافه و تن ناقه

چون نباشد بر اوج گردون مه

پس عُطارد همیشه تنها به

همچو ابرم ز دست مشتی گل

آب در چشم و آتش اندر دل

آب و آتش ز دیده و دل من

غرقه دارد همیشه منزل من

باد در زیر امر و فرمانت

ملک هم گوشهٔ سلیمانت

عقل و فرهنگ و جود دین تو باد

نقش جاوید بر نگین تو باد

آفریننده باد یار ترا

کافرید او بزرگوار ترا

ادامه‌ی الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب

  1. بخش ۲۲ - اندر بد دلی خویش گویدمنم اندر ولایت خسرو
  2. بخش ۲۳ - حکایتآن شنیدی که مرغکی در شخ
  3. بخش ۲۴ - فی ذم‌الجهال والناصحین لهمنوح را گرچه عمر داد اله
  4. بخش ۲۵ - حکایتایهّاالناس روز بی‌شرمیست
  5. بخش ۲۶ - در شرع و شعر گویدای سنایی چو شرع دادت بار
  6. بخش ۲۷ - کتاب کتبه الی بغداد مع نسخة تصنیفه انفذه عند الامام الاجل الاوحد برهان‌الدّین ابی‌الحسن علی‌بن ناصر الغزنوی یعرف به بریان‌گرای تو بر دین مصطفی سالار
همه‌ی الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.