پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

بخش ۶۱ - فصل فی شرائط صلوة الخمس والمناجات والتضرّع والخشوع والوقار والدعاء

قال‌الله تعالی: الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة، و قال النّبی علیه‌السلام عند نزعه: و ما ملکت ایمانکم، و قال النّبی صلی اللّه علیه و سلم حبب الی من دنیاکم ثلاث: الطبیب والنساء و قرّة عینی فی‌الصلوة، و قال علیه‌السلام: من ترک الصلوة متعمداً فقد کفر و بین‌الاسلام والکفر ترک‌الصلوة، و قال: المصلی یناجی ربه، و قال علیه‌السلام لو علم المصلی من یناجی ما التفت و قال علیه‌السلام کن فی صلوتک خاشعا و قال علیه‌السلام: الصلوة نورالمؤمن، من اقام الصلوة اعطی الجنّة بالصلوة.

بنده تا از حدث برون ناید

پردهٔ عزّ نماز نگشاید

چون کلید نماز پاکی تست

قفل آن دان که عیبناکی تست

پای کی بر نهی به بام فلک

باده کی در کشی ز جام ملک

تات چون خر در این سرای خراب

شکم از نان پرست و پشت از آب

تا به زیر چهار و پنج و ششی

باده جز از خم هوس نچشی

کی ترا حق به لطف برگیرد

یا نمازت به طوع بپذیرد

چون دوم کرد امر یزدانت

چار تکبیر بر سه ارکانت

فوطه‌بافان عالم ازلت

بر تو خوانند نکته و غزلت

روی سلطان شرع کی بینی

کون در آب و در آسمان بینی

لقمه و خرقه هردو باید پاک

ورنه گردی میان خاک هلاک

چونت نبود طعام و کسوت پاک

چه نمازت بود چه مشتی خاک

به رعونت سوی نماز مپای

شرم‌ دار و بترس تو ز خدای

سوی خود هرکه نیست بار خدای

دهدش در نماز بار خدای

سگ به دُم جای خود بروبد و باز

تو نروبی به آه جای نماز

از پی جاه و خدمت یزدان

دار پاکیزه جای و جامه و جان

قبلهٔ جان ستانهٔ صمدست

اُحد سینه کعبهٔ اَحدست

در اُحد حمزه‌وار جان درباز

تا بیابی مزه ز بانگ نماز

هرچه جز حق بسوز و غارت کن

هرچه جز دین از آن طهارت کن

با نیازت به لطف برگیرند

بی‌نیازت نماز نپذیرند

بی‌نیاز ار غم نماز خوری

از جگر قلیهٔ پیاز خوری

باز اگر هست با نماز نیاز

برگِرَد دست لطف پردهٔ راز

هرکه در بارگاه لطف شتافت

دادنی داد و جستنی دریافت

ورنه ابلیس در درون نماز

گوش گیرد برونت آرد باز

تو لئیم آمدی نماز کریم

تو حدیث آمدی نماز قدیم

هفده رکعت نماز از دل و جان

ملک هشده هزار عالم دان

پس مگو کین حساب باریکست

زآنکه هفده به هشده نزدیکست

هرکه او هفده رکعه بگذارد

ملک هشده هزار او دارد

حسد و خشم و بخل و شهوت و آز

به خدای از گذاردت به نماز

تا حسد را ز دل برون ننهی

از عملهای زشت او نرهی

چون نبیند ز دین غنیمت تو

نکند هم نماز قیمت تو

قیمت تو عنان چو برتابد

والله ار جبرئیل دریابد

طالب اوّل ز غسل درگیرد

کز جُنُب حق نماز نپذیرد

تا ترا غل و غش درون باشد

غسل ناکرده‌ای تو چون باشد

غسل ناکرده از صفات ذمیم

نپذیرد نماز ربّ عظیم

گرچه پاکست هرچه بابت تست

همه در جنب حق جنابت تست

اصل و فرع نماز غسل و وضوست

صحت داء معضل از داروست

تا به جاروب لا نروبی راه

نرسی در سرای الّا الله

چون ترا از تو دل برانگیزد

پس نماز از نیاز برخیزد

ندهد سوی حق نماز جواز

چون طهارت نکرده‌ای به نیاز

زاری و بی‌خودی طهارت تست

کشتن نفس تو کفارت تست

چون بکشتی تو نفس را در راه

روی بنمود زود فضل اِله

با نیاز آی تا بیابی بار

ورنه یابی سبک طلاق سه بار

کان نمازی که در حضور بُوَد

از تری آب روی دور بُوَد

تن چو در خاک رفت و جان به فلک

روح خود در نماز بین چو مَلَک

ادامه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

  1. بخش ۶۳ - فی الصّلوة و الرّغبةبارگی را بساز آلت و زین
  2. بخش ۶۴ - التّمثیل فی تقصیر الصّلوةبوشعیب الاُبی امامی بود
  3. بخش ۶۵ - فی‌الحمد والثناءدر دهان هر زبان که گویا شد
  4. بخش ۶۶ - فی‌الافتقار والتحیّرِ فی صفاتهمستمع نغمت نیاز از دل
  5. بخش ۶۷ - فی تأدیب صببان المکتب و صفة الجنّة والنّاراز پی راه حق کم از کودک
  6. بخش ۶۸ - در مناجات گویدای روان همه تنومندان
  7. بخش ۶۹ - فی کرمه و فضلهای خداوند قایم و قدّوس
  8. بخش ۷۰ - فی الانابهای جهان آفرین جان آرای
همه‌ی الباب الاوّل: در توحید باری تعالی ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.