پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۱۸

با من شب و روز گرم بودی به سخن

تا چون زر شد کار تو ای سیمین‌تن

برگشتی از دوست تو همچون دشمن

بدعهد نکوروی ندیدم چو تو من

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۲۰پندی دهمت اگر پذیری ای تن
  2. رباعی شمارهٔ ۳۲۱ای یار قلندر خراباتی من
  3. رباعی شمارهٔ ۳۲۲گر کرده بدی تو آزمون دل من
  4. رباعی شمارهٔ ۳۲۳بد کمتر ازین کن ای بت سیمین‌تن
  5. رباعی شمارهٔ ۳۲۴ای شاه چو لاله دارد از تو دشمن
  6. رباعی شمارهٔ ۳۲۵بی تیر غمت پشت کمان دارم من
  7. رباعی شمارهٔ ۳۲۶غمهای تو در میان جان دارم من
  8. رباعی شمارهٔ ۳۲۷بختی نه که با دوست درآمیزم من
همه‌ی رباعیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.