پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - در عزت عزلت و قناعت گوید

درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید

که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید

مدار امید ز دهر دو رنگ یک رنگی

که خار جفت گلست و خمار جفت نبید

به عیش ناخوش او در زمانه تن در ده

که در طویلهٔ او با شبه است مروارید

ز دور هفت رونده طمع مدار ثبات

میان چار مخالف مجوی عیش لذیذ

که دیدی از بنی آدم که بر سریر سرور

دو دم کشید کز آن صد هزار غم نچشید

به شهوتی که برانی چه خوش بوی که همی

ز جانت کم شود آن یک دو قطره کز تو چکید

نگر چه شوخ جهانیست زان که جفت از جفت

خوشی نیافت که تا پاره‌ای ز جان نبرید

چو دل نهادی بر نور روز هم در وقت

زمانه گوید خیز و نماز شام رسید

چو باز در شب تاری خوشت بباید خفت

خروس گوید برجه که نور صبح دمید

دو دوست چون بهم آیند همچو پره و قفل

که تا دمی رخ هجرانشان نباید دید

همی بناگه بینی گرانی اندر حال

بیاید و به میانشان فرو خزد چو کلید

درین زمانه که دیو از ضعیفی مردم

همی سلاح ز لاحول سازد و تعویذ

کسی که عزت عزلت نیافت هیچ نیافت

کسی که ریو قناعت ندید هیچ ندید

کسی که شاخ حقیقت گرفت بد نگرفت

کسی که راه شریعت گزید بد نگزید

رهی خوشست ولیکن ز جهل خواجه همی

خوشی نیابد ازو همچنان که خار از خید

برین سنا نرسد مرد تا سنایی وار

روان پاکش ازین آشیانه بر نپرید

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ای حریفان ما نه زین دستیم دستی برنهید
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح تاج العصر حسن عجایبی به حسن زشتطالع از طالعت عجایب‌تر
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح خواجه محمدبن خواجه عمردوش سرمست نگارین من آن طرفه پسر
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در تهنیت صلح خواجه امام منصور و سیف الحق شیخ الاسلاماز خلافست اینهمه شر در نهاد بوالبشر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در اندرز طاهربن علی ثقة الملکبیخ اقبال که چون شاخ زد از باغ هنر
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در وحدانیت ذات باریای ذات تو ناشده مصور
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - در مدح سرهنگ عمید محمد خطیب هرویمرد کی گردد به گرد هفت کشور نامور
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - موعظه در اجتناب از غرور و کبر و حرصای خداوندان مال الاعتبار الاعتبار
همه‌ی قصاید ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.