پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)

شمارهٔ ۵ - و برای او همچنین

ای اهلِ حرم! علی‌ِاصغر

سیراب شده ز آب، آمد

شش‌ماههٔ نازپرورِ من

آسوده ز اضطراب آمد

او را ز حرم به آه و افغان

بردم لبِ تشنه سویِ میدان

افسوس که از جفایِ عدوان

لب‌تشنه و دل‌کباب آمد

چون آبِ روان نشد نصیبش

بگرفت عطش ز دل شکیبش

در خدمتِ مادرِ غریبش

بی‌صبر و توان و تاب آمد

از کوفیِ شومِ بی‌حمایت

رنجیده ز بس که بی‌نهایت

از حرمله تا کُند شکایت

گریان به بَرِ رباب آمد

 از چند که تشنگی کشیده

امید ز زندگی بریده

جان داده و حنجرِ دریده

در خیمه به صد شتاب آمد

از چند که به افغان و زاری

کرد از پیِ آب بی‌قراری

آخر به گلویِ وی به باری

پیکان ز پیِ جواب آمد

بگرفت خدنگ از سرش هوش

او را غمِ آب شد فراموش

با حلقِ دریده، مست و مدهوش

اندر سرِ دستِ باب آمد

اصغر به گلویِ پاره‌پاره

افتاد به فکرِ گاهواره

شش‌ماهه شهیدِ شیرخواره

برگشته برایِ خواب آمد

دردا که سپهرِ سفله‌پرور

شد یارِ یزیدِ شومِ ابتر

تا در غمِ عترتِ پیمبر

«صامت»! که جهان خراب آمد

ادامه‌ی کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)

  1. شمارهٔ ۷ - و برای اوچون شد به دشتِ کربلا، آواره زینب
  2. شمارهٔ ۸ - و برای او همچنینای خسروِ بی‌سر، ای بابِ گرامم!
  3. شمارهٔ ۹ - و برای او همچنینکوفیان! آخر منِ لب‌تشنه، مهمانِ شمایم
  4. شمارهٔ ۱۰ - زبان حال صغریٰ خاتونرفتی ای جانِ پدر، سویِ سفر از بَرِ صغریٰ
  5. شمارهٔ ۱۱ - و برای اوای نامِ تو زینتِ زبان‌ها
  6. شمارهٔ ۱۲ - و برای اومرو ای جانِ برادر، سویِ میدان ز بَرِ من
  7. شمارهٔ ۱۳ - و برای او همچنینچون دید زینب، شمر را به میدان
  8. شمارهٔ ۱۴ - و برای او همچنینای کشتهٔ غلتان به خون، ای علمدارم!
همه‌ی کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.