پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

کتاب المراثی و المصائب

شمارهٔ ۶۵ - زبان حال دختر پیغمبر به شوهر بزرگوار خود

یا علی ای ابن عم غم نصیب

ای تو درد درمندان را طبیب

ریخت در جانم فلک ز هر نفاق

الفراق الفراق الفراق

مرغ جان را بر سر افتاده هوس

تا گشاید بال راحت زین قفس

بر سر و بالم جهان زد بسکه سنگ

جانم از دست جهان آمد به تنگ

پر دلم از بس که محنت بار شد

پا ز پا افتاد و دست از کار شد

اوفتاد آتش به جان پا تا به سر

بند بندم سوخت از داغ پدر

گر زمین از اشک چشمم رنگ شد

عرصه بر خلق مدینه تنگ شد

گر ز رنج جوع بد در دم فزون

باشد از دستاس دستم پر ز خون

تازیانه گر به بازویم زدند

با لگد یا در پهلویم زدند

گر شرر در خانه‌ام افروختند

یا ز آتش خانه‌ام را سوختند

گر شد از جور سپهر واژگون

صورتم از ضرب سیلی نیلگون

گر که از تاثیر فقر خانه سوز

شام‌ها خفتم گرسنه تا به روز

ای پسر عم جمله بر زهرا گذشت

عمر زهرا زشت یازیبا گذشت

موسم پرواز شد از این چمن

این چمن خوش باد بر زاغ و زغن

گشت هنگام وصیت ای جناب

ای وصی احمد ختمی مآب

مدتی بوده اندر خانه‌ات

شمع رویم رونق کاشانه‌ات

گر که اندر خدمتت ای شهریار

گشته تقصیری ز زهرا آشکار

هستم از روی جنابت منفعل

کن مرا در موسم رفتن بحل

عض دیگر ای امام ممتحن

بعد از این جان تو و اطفال من

کودکانم را من ای شاه حجاز

مدتی پرورده‌ام در عز و ناز

گر کسی بعد از امن خونین جگر

کج نماید جانب ایشان نظر

در لحد صد پاره سازم در بدن

جای پیراهن به جسم خود کفن

زیر خاک ای مونس روز و شبم

در غم کلثوم و فکر زینبم

کان دو بی‌کس همدم جان من‌اند

مونس دل زیب دامان من‌اند

کسی نپوشد یا علی از بعد من

چشم احسان و محبت از حسن

زانکه عمری خورده‌ام خون جگر

تا نهال قامتش شد با ثمر

این وصیت هست از من فرض عین

تا توانی کن نکوئی با حسین

چون ز باغ اصطفا برخورده است

شیره جان پیمبر خورده است

گر حسینم را رسد روزی ملال

آوردم در لرزه عرش ذوالجلال

چون اجل بنمایدم از غم هلاک

جسم بی‌جان مرا پنهان به خاک

کن بروی تربتم ای ارجمند

گاه گاهی صوت قرآنی بلند

نیست یارای نوشتن خامه را

مختصر کن (صامت) این هنگامه را

ادامه‌ی کتاب المراثی و المصائب

  1. شمارهٔ ۶۷ - فی المرثیهیا رسول الله حسینت بر زمین افتاده است
  2. شمارهٔ ۶۸ - زبان حال علی مرتضی با فاطمه زهرا(ع)ای گرامی گوهر درج عفاف
  3. شمارهٔ ۶۹ - زبان حال امام(ع)یا رب چون من به غربت کسی مبتلا نباشد
  4. شمارهٔ ۷۰ - و برای او همچنینکسی که در غم شاه شهید گریانست
  5. شمارهٔ ۷۱ - زبان حال زینب خاتون(ع)ای برادر چیست حالت در تب و بی‌تابی هنوز
  6. شمارهٔ ۷۲ - مرثیه شاه خراسان(ع)چو شاه طوس در ملک خراسان
  7. شمارهٔ ۷۳ - همچنین زبان حال زینب خاتون(ع)جان برادر، فدای قلب فکارت
  8. شمارهٔ ۷۴ - استغاثه امام(ع) در روز عاشوراکرد اندر کربلا چون ناله هل من معین
همه‌ی کتاب المراثی و المصائب ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.