پرش به محتوای اصلی
صامت بروجردی صامت بروجردی

اشعار مصیبت

شمارهٔ ۴ - در مدح حضرتِ امیرالمؤمنین (ع)

مهِ شعبان گذشت و گشت عیان

پیکِ ماهِ مبارکِ رمضان

ای غزل‌خوانِ من! غزل برخوان

غزلی تازه و به ما مستان

شو به رغمِ حسود، باده‌گسار

کو چنان عُمر و کو چنان اقبال؟

که دگر باره در مَهِ شوال

ز غمِ روزگار، فارغ‌بال

بنشینیم خرّم و خوشحال

صومِ خود را زِ مِی کنیم افطار!

دو سه روزی به روزه مانده که باز

خم شود قامتم ز بارِ نماز

حالیا از پیِ «کلوخ‌انداز»

ساغرِ مِی به گردش آور باز

تا ز کار افکنی مرا یک‌بار

آن‌چنان مست کن مرا از مِی

که شود صومِ من به مستی طی

مِی به ساغر بریز پی‌درپی

با دف و عود و بَربَط و با نی

با بَم و زیرِ چنگ و موسیقار

نه مِیِ دختِ رَز بُوَد غرضم

که بَرَد جوهر و نهد عَرَضم

سستی آرد به درکِ ما‌فَرضم

کاهد از صحت و دهد مرضم

جایِ اقبال، آورد ادبار

خواهم از آن مِیی که کرده خدا

وصفِ او را به «لیلةُ‌الاسریٰ»

عارف و عامی از طریقِ وفا

کرد تفسیر، او خدا به خدا

به مِیِ حُبِّ حیدرِ کرار

علتِ غائیِ جهانِ وجود

مایهٔ اعتبارِ بود و نبود

هر وجودی ز جودِ او موجود

بندهٔ پاکِ حضرتِ معبود

وصیِ خاصِ احمدِ مختار

چمن‌آرایِ گلشنِ وهاب

زینت‌افزایِ منبر و محراب

شرفِ خاک و باد و آتش و آب

باعثِ رتبهٔ اولوا الالباب

مردمِ دیدهٔ اولوا الابصار

موجِ دریایِ قدرتِ احدی

ثمرِ نخلِ هیئتِ صمدی

نعت‌ِ خوانِ نعمتِ ابدی

تحفهٔ زاکیاتِ «لم یلدی»

باد دائم به آن جناب، نثار

ای ولیِ خدا! خدایی کن

یعنی از غیب، خودنمایی کن

در جهان کارِ کبریایی کن

از محبان گره‌گشایی کن

روبهان جمله گشته شیرِ شکار!

کربلا بر حسینت ای سَرور!

تنگ شد آن‌قدر ز جورِ قَدر

که لبِ خشک با دو دیدهٔ تر

شد ز شمشیرِ شِمرِ دون، بی‌سر

دادرس بهرِ وی نبُد دیار

هر چه گفت: ای ستمگران! رحمی

می‌دهم بهرِ آب، جان؛ رحمی

کَس چو من نیست در جهان، رحمی

که به دشمن بَرَد امان، رحمی

سنگ، خون گرید از چنین گفتار

لیک بر شمرِ دون نکرد اثری

گرچه آهش بسوخت هر جگری

یا علی! گر تو داشتی خبری

همچو «صامت» مدام نوحه‌گری

بود کارِ تو تا به روزِ شمار

ادامه‌ی اشعار مصیبت

  1. شمارهٔ ۶ - در مدح قاسم بن الحسن(ع)باز شد اسپهبدِ فَروَرد را پا در رکیب
  2. شمارهٔ ۷ - فخر در مدح اهل بیت عصمت(علیهم السلام)تا بوَد جان در بدن، یا در دهن نطقِ مقالم
  3. شمارهٔ ۸ - در مدح حضرت موسی بن جعفر(ع)ای ز شورِ نشئهٔ دنیایِ فانی، سرگران
  4. شماره ۹ - در مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع)شامِ هجران است ای دل، دیده امید دار
  5. شمارهٔ ۱۰ - در توحید و مدح ائمه طاهرین علیهم السلامافراخت عَلَم پادشهِ گل به چمن باز
  6. شمارهٔ ۱۱ - در مدح شهاب ثاقب علی بن ابی‌طالب(ع)جهان فرتوت باز چمید زی فرهی
  7. شمارهٔ ۱۲ - در مدح حضرت امیرالمومنین(ع)ای کشور هستی را از صبح ازل مالک
  8. شمارهٔ ۱۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا(ع)باز شد پیکر زیبای چمن اطلس پوش
همه‌ی اشعار مصیبت ←

صامت بروجردی درباره‌ی صامت بروجردی

میرزا محمد باقر صامت بروجردی معروف به صامت بروجردی و متخلص به صامت (۱۲۶۳-۱۳۳۳ قمری تولد و وفات در بروجرد)، یکی از شاعران مذهبی و مدیحه سرایان قرن سیزدهم و چهاردهم ایران است. بیشتر آثار صامت بروجردی را مرثیه‌های مذهبی در ستایش امامان شیعه و نیز نوحه‌ها و اشعاری در توصیف عاشورا تشکیل می‌دهد. دیوان وی مشتمل بر انواع شعرها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.