پرش به محتوای اصلی
سام میرزا صفوی سام میرزا صفوی

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۳۱۸- رازی شوشتری

از آن شهر شاعری پاکیز گوی مثل اوی، تا غایت پیدا نشده طبعش به هزل مایل و راغب بود و بدین واسطه با حکام و اکابر مصاحبت مینمود بلکه با اکثر مردم بدین طور زندگانی میکرد، هجوهای غریب میگفت و مردم هم او را هجوهای رکیک میکردند، طرفه تر آنکه بعضی از آنرا یادگرفته در مجالس میخواند و تعریف میکرد و طبعش در غزل خوب بود اما اشعار او شترگربه واقع شده و در سایر اقسام نیز شعر میگفت اما بکاری نمی آید این غزل و چند بیت از اشعار اوست :

آه از این درد که مردیم و تو را پروا نیست

چند و چند اینهمه هنگامه بخون ریختنم

گر تو جان میطلبی حاجت این غوغا نیست

آنقدر زار بگریم که چو یعقوب شوم

ای عزیزان چکنم یوسف من پیدا نیست

ای مصور تو بر آن صورت پر معنی بین

صورت چین اگرت هست. ولی گویا نیست

رازی، امروز غنیمت شمرو باده بنوش

این ابیات را از برای پسر خود یوسف نام گفته در محلی که فوت شده بود :

کاین چنین عیش که امروز بود فردا نیست

یوسفی دارم که صبح از طلعتش دم میزند

این مطلع و دو بیت هم از اوست :

گرمی بازار او آتش به عالم میزند

مصور ار بکشد نقش آن بت چین را

توان بصورت او داد جان شیرین را

نشان خون شهیدان عشق میطلبند

حذر کن ای مه و منمای دست رنگین را

خوش آنکه شب کشی و روز آیی ام بر سر

در شهور سنه ثمان و ثلاثین و تسعمایه در شیراز فوت شد این مطلع هم از اوست :

که آه، این چه کس است؟ و که کشته است این را؟!

شبم فغان ز سپهر بلند میگذرد

ادامه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

  1. ۳۲۰- بابا صفاییاز قم است شعر بسیار گفته اما آنچه بکار آید کم است این دو مطلع از اوست :
  2. ۳۲۱- مولانا محویاصلش از ولایت بسطام است و در اقسام سخن بغایت شیرین کلام و در خدمت خواجه عبدالله مروارید می بود این مطلع و بیت از اوست و فی الواقع نیکو گفته:
  3. ۳۲۲- خواجه صوفی اردستانیخوش طبع و لوند و با وجود این معنی بغایت دردمند بود، این مطلع از اوست :
  4. ۳۲۳- خواجه میرم سیاهاز شهر هراتست مرد بی تعین و خوش مشرب بود، بلکه مشرب را بمذهب ترجیح میکرد و اوقات او اکثر به هزل و فسق صرف می شده و اشعار او اکثر بدین طور است و چون همیشه طالب پسران سهل البیع بود و این متاع در ماوراءالنهر بیشتر بدست میافتاد روی بدان دیار نهاده و در آنجا ف
  5. ۳۲۴- میر شاهکی اصفهانیاز اقوام نزدیک رییس امیر یوسف رنانی است رنان قریه ایست از قرای اصفهان و در حدت فهم و متانت فضیلت کمال اسمعیل ثانی، این رباعی از اوست:
  6. ۳۲۵- مقصود عبدلاز شعرای مشهور مشهد مقدسه است این مطلع و بیت از اشعار اوست:
  7. ۳۲۶- مولانا مجد حیرانیاز اولاد شیخ صدرالدین راستی است و در شعر طبعش بلند افتاده و قصایدی که در منقبت امیرالمؤمنین اسدالله الغالب علی بن ابوطالب گفته مشهور است و در غزل نیز دیوان ترتیت کرده و این دو مطلع در دیوان غزل او مندرج است :
  8. ۳۲۷- میرزا محمد امینیاز جماعت زرگران تبریز است اما از زرگری میل بظرافت بیشتر دارد و در شعر خود را قرینه خسرو و سعدی می پندارد و قصیده ی ردیف آفتاب شعرا را جواب گفته بود، مطلع قصیده تزریق واقع شده من هر چند سعی کردم مطلع را تغییر داده مطلعی دیگر گوید فایده نداد . مطلع اینست :
همه‌ی صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا ←

سام میرزا صفوی درباره‌ی سام میرزا صفوی

ابوالنصر سام میرزا صفوی (تولد ۹۲۳ قمری در مراغه، وفات ۹۷۵ قمری در قلعهٔ قهقهه در نزدیکی مشگین‌شهر) از فرزندان شاه اسماعیل یکم صفوی است که اهل هنر بوده و کتاب تذکرهٔ سامی یا تحفهٔ سامی را به سال ۹۵۷ قمری نوشته است. در زمینهٔ خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است. سام میرزا به تحریک اطرافیانش یک بار به سرپیچی از بر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.