پرش به محتوای اصلی
سلمان ساوجی سلمان ساوجی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱۲۴

شاها از میان جان و دل بیگاه و گاه

من دعایت با دعای قدسیان پیوسته‌ام

با وجود ابر احسانت که بر من فایض است

راستی از منت دور فلک وارسته‌ام

ای خداوندی که رنگ و بوی بزمت چون بدید

گفت گل بر خود چه می‌خندی که اینجا دسته‌ام

درد چشمی ناگهانم خاست و اندر خانه‌ای

تنگ و تاری همچو چشم خویشتن بنشسته‌ام

کرده‌ام عادت به چشم و سر به درگاه آمدن

زان نمی‌آیم که چشمم بسته و من خسته‌ام

چشم‌های بنده از نادیدنت دیوانه‌ام

هر دو را زان روی چون دیوانگان بر بسته‌ام

دولتت بادا ابد پیوند و خود باشد چنین

بارها عقل این سخن در گوش گفت آهسته‌ام

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۱۲۶ای خداوندی که هر روز از درت
  2. قطعه شمارهٔ ۱۲۷ای کریمی که چون نسیم سحر
  3. قطعه شمارهٔ ۱۲۸ای خداوندی که از دریای خاطر دم به دم
  4. قطعه شمارهٔ ۱۲۹گر خسیسی زیر بالا کرد و بالایت نشست
  5. قطعه شمارهٔ ۱۳۰آصف کفایتا لطف و رافتت
  6. قطعه شمارهٔ ۱۳۱خسرو شمس و غرب شمس الدین
  7. قطعه شمارهٔ ۱۳۲ای صاحبی که از شرف مدح ذات تو
  8. قطعه شمارهٔ ۱۳۳ای وزیری که از خدا همه وقت
همه‌ی قطعات ←

سلمان ساوجی درباره‌ی سلمان ساوجی

خواجه جمال الدین سلمان ابن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی در دههٔ اول قرن هشتم هجری در ساوه متولد شد. وی ابتدا در خدمت خواجه غیاث الدین محمد و سلطان ابوسعید بهادر خان بوده و پس ازبر هم خوردن اساس سلطنت ایلخانان واقعی به خدمت امرای جلایر پیوست. دلشاد خاتون همسر شیخ حسن بزرگ نسبت به سلمان کمال توجه و محبت را د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.