پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

مثنویات

شمارهٔ ۲ - مثنوی در باب نابسامانی اوضاع زمان

نبینم خوش زمین و آسمان را

به خیر آرد خدا، کار جهان را

جهان آن روز راحت را تلف کرد

که رسم دوستی را برطرف کرد

نه تنها دوست با دشمن نسازد

که تن با جان و جان با تن نسازد

به هر تن استخوان های بلاسنج

به جنگ افتاده چون اجزای شطرنج

به بدگویی نفس در حرف سازی ست

زبان از طعنه در شمشیربازی ست

به سوراخ دهن های دل آزار

زیان ها مار و دندان بیضه ی مار

نه تنها طبع مردم منحرف شد

مزاج هرچه بینی مختلف شد

چنان شد عام رسم کینه خواهی

که آب آتش زند بر خار ماهی

چنان برق خصومت شد جهان تاب

که اردک می پراند موج از آب

قدح دارد ز مینا خویش را دور

گسسته نغمه، تار عهد طنبور

گهی می چنگ می خواهد، گهی عود

بلی انگور هم دوشاب دل بود

بود در باغ از جرم محبت

به گردن قمریان را طوق لعنت

جهان زان آتش گل برفروزد

که چون پروانه بلبل را بسوزد

کشیده تیغ و گوید چرخ بدخو

محبت کو، مروت کو، وفا کو

ز خصمی کشت و کرد این چرخ غدار

محبت را به گور از فرج کفتار

حقیقت پا کشیده ست از میانه

محبت برطرف شد از زمانه

ز بس کردند مردم روسیاهی

بدل شد با غضب، لطف الهی

به میخانه چنان روی نیاز است

که خشت فرش او مهر نماز است

ز مسجد نعره ی مستان علم زد

مؤذن بانگ از آنجا بر قدم زد

چنان بی رونقی در کعبه افزود

که رنگ از جامه اش برخاست چون دود

به هم، مستوفیان آسمانی

نشستند و ز روی کاردانی

به رزق هرکسی دفتر گشادند

برات از نامه ی اعمال دادند

چو دهقان، ناصحی دانا ندارد

که بردارد هر آن چیزی که کارد

یکی با عارفی گفت ای یگانه

چه مذهب کرده ای خوش در زمانه

بگفتا مذهب و آیین دهقان

که دارد کشته ی خود را به دامان

ادامه‌ی مثنویات

  1. شمارهٔ ۴ - در قحط سالز بس شد فعل بد، غماز چون مشک
  2. شمارهٔ ۵ - جنگ هاجوبیا بلبل که ایام بهار است
  3. شمارهٔ ۶ - وصف و ذم فرسبود در زیر زینم بادپایی
  4. شمارهٔ ۷ - تصویرپردازی خیالی از مردی شکمباره به عنوان تمهیدی برای مدح اسلام خان و توصیف سفره نعم اوخامه‌ام برخلاف عادت خویش
  5. شمارهٔ ۸ - قضا و قدرشنیدم روزی از خونابه نوشی
  6. شمارهٔ ۹ - داستان حاتم طاییبسم الله الرحمن الرحیم
  7. شمارهٔ ۱۰ - روی مگردان ز کرمای چو گل افکنده هوس های تو
  8. شمارهٔ ۱۱ - در تعریف خر خریدن ساده لوحساده دلی را ز پی راه دور
همه‌ی مثنویات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.