پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

قصاید

شمارهٔ ۵۵ - در مدح شاه انس و جان مولی الموالی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

چنانکه میشود از نور خور جهان روشن

شود ز نام علی قلب دوستان روشن

چراغ بزم جهان روی مرتضی است بلی

بود بنوروی این تیره خاکدان روشن

بلامکان ز مکان رفت چون رسول خدای

بدید از رخ او بزم لامکان روشن

بیان روشن او میکند ز اهل خرد

ضمیر روشن و دل روشن و روان روشن

از آنچراغ که از برق تیغ خود افروخت

نمود تا بابد راه انس و جان روشن

کجا ز ظلمت حیرت رهد کسی که نکرد

چراغ مهر علی را به بزم جان روشن

کند ز خاک درش کسب فیض و گیرد نور

بهر صباح که میگردد آسمان روشن

بجوی خاک ره دوستان مخلص او

مگر که چشم خرد را کنی بآن روشن

بگو محب ورا غم مخور ز ظلمت قبر

که هست خانهٔ گور تو جاودان روشن

کسی که شمع صفت سوزد از غم عشقش

چه بزم‌ها کند از شعلهٔ زبان روشن

صغیر بندهٔ عشق علی و آل علیست

شود حقیقت گوینده از بیان روشن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۷ - مولودیه در مدح مظهر العجائب علی ابن ابیطالب «علیه السلام»ای عاشقان خسته‌جان‌ یار آمد یار آمده
  2. شمارهٔ ۵۸ - در نعت سیدعالم نبی‌اکرم محمد مصطفی (ص)دو جهان نمی و ترشحی زیم عطای محمدی
  3. شمارهٔ ۵۹ - در مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلامتویی آنکه سکه سلطنت زده حق بنام تو یا علی
  4. شمارهٔ ۶۰ - توسل به حلال مشکلات و کشتی نجاتچشم لطفی سوی ما بهر خدا کن یا علی
  5. شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلامشاه اورنگ انماست علی
  6. شمارهٔ ۶۲ - در مدح شاه انس و جان مولی الموالی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلاممظهر کبریا علی است علی
  7. شمارهٔ ۶۳ - غدیریه در مدح مولی الموالی علی علیه‌السلامحبیب خلوتیم ای نگار هر جائی
  8. شمارهٔ ۶۴ - غدیریه در مدح مولای متقیانالا ای غافل از حال خود ای بیچاره انسانی
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.