پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

قصاید

شمارهٔ ۲۲ - در مدح امام بر حق ولی مطلق حضرت علی‌ابن ابیطالب علیه‌السلام

هیچ دانی که جوانمرد و هنرور باشد؟

آنکه غمخوار و مددکار برادر باشد

نه تو انگر بود آنکس که بود حافظ مال

کانکه بخشنده مال است تو انگر باشد

ترک احسان مکن از نقص تمکن ز نهار

بکن ایثار تو را هر چه میسر باشد

دوستان آینهٔ دوست بود خاطر دوست

مگذارید که آئینه مکدر باشد

ای عجب من عبث این مرحله پویم که ز آز

خواجه در خون دل خلق شناور باشد

روزی جامعه را هر چه فزاید ببها

سعی دارد که دگر روز فزونتر باشد

شور حرصش بفزاید ز نوای فقرا

گویی این زمزمه‌اش نغمه مزمر باشد

سیم اشگ ضعفا بر رخ چون زر بیند

باز اندر طمع سیم و غم زر باشد

آن یتیم از پی نان فاخته سان کو کوزن

خواجه آبش می چون خون کبوتر باشد

امتحانات حقش داده دو روزی مهلت

او گمان کرده بهر کار مخیر باشد

زیردستان همه از پای فتادند بگوی

که زبر دست هم آماده کیفر باشد

ای بدنیا شده مشغول و زعقبی غافل

این جهان مزرعه ی عالم دیگر باشد

از مکافات به پرهیز که در هر دو جهان

داوریها همه در عهدهٔ داور باشد

آه مظلوم که از ظلم تو بر گردون خاست

خرمن جان تو را شعلهٔ آذر باشد

خوابگاه تو به تحقیق بود زیر زمین

گر تو را روی زمین جمله مسخر باشد

چه گمان میبری ای دل سیه چشم سفید

یک قدم بین تو و عرصه محشر باشد

صورت معنی اشیا چو پدیدار شود

جاه تو چاه بلا گنج تو اژدر باشد

با چنین خوی نکوهیده ز اسلام ملاف

که مکدر ز صفات تو پیمبر باشد

گر بود دین تو اسلام مسلمان باید

پیرو قائد دین حیدر صفدر باشد

شوهر بیوه زنان و پدر بی‌پدران

که بهر غمزدهٔی مونس و یاور باشد

شیر یزدان شه مردان اسدالله علی (ع)

که ولایش همه را فرض و مقرر باشد

قلم صنع خداوند در انگشت وی است

ما سوی زان قلم صنع مصورباشد

همه زین خلقت بی‌مثل پذیرد انجام

خلق را هرچه ز خلاق مقدر باشد

کار پرداز دگر نیست بجزاو در کار

هر قدر عالم ایجاد مکرر باشد

علیش جلوه کند هرکه خدا را طلبد

که خدا را علی آئینه و مظهر باشد

گفت در خم غدیر احمد مرسل که علی

بعد من بر همه کس سید و سرور باشد

در ره دین خدا پیرو حیدر باشید

که در این مرحله او هادی و رهبر باشد

ما نداریم بر او زین تبعیت منت

منت اوست که ما را همه بر سر باشد

از ازل تا به باد هادی هر قوم علیست

روی این نکته بر ندان قلندر باشد

هرکسی مست شر ابیست بدوران و صغیر

مست از عشق علی ساقی کوثر باشد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۴ - در مدح حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلامدیده من غیر دیدار علی جوید نجوید
  2. شمارهٔ ۲۵ - در مدح حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلامآنانکه پاس حرمت حیدر نداشتند
  3. شمارهٔ ۲۶ - در مدح امیرالمؤمنین علی علیه‌السلامدهر پیر امروز باز از نوجوانی می‌کند
  4. شمارهٔ ۲۷ - در مدح شهاب‌الثاقب حضرت مولی‌الموالی علی علیه‌السلامفغان ز عشق که آسان نماید اول بار
  5. شمارهٔ ۲۸ - در مدح مولی‌الموالی حضرت علی علیه‌السلامبیا ساقی بده ساغر به عشق ساقی کوثر
  6. شمارهٔ ۲۹ - در مدح ساقی کوثر حیدر صفدر علی (ع)خورشید و تیغ و آینه درویش این چهار
  7. شمارهٔ ۳۰ - در تهنیت عید مولود مسعود حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آلهشد سر هویت بجهان جلوه گر امروز
  8. شمارهٔ ۳۱ - قصیده مولودیه ذیل در ماه رجب ۱۳۴۹ هجریبه عتبات مشرف شده بودند در اصفهان سروده شد و ارسال گردید
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.