پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر اول

بخش ۲۳ - خطاب‌ به‌ حضرت‌ مهدی موعود علیه‌ صلوات‌ ﷲ الملک‌ الودود و لطیفه‌ای از ظهور آن سلطان غیب‌ و شهود فرماید

ای شه‌ قیوم قائم‌، بحر جود

ای وجودت‌ موجد غیب‌ و شهود

ای غمت‌ سرمایه‌ سودای عشق‌

پُر ز سودای غمت‌ صحرای عشق‌

ما همه‌ فانی‌ و باقی‌ ذات‌ توست‌

تو چه‌ وجه ‌و این‌ بقاء مرآت‌ توست‌

ای منظم‌ ز انتظامت‌ کار ملک‌

ذات‌ پاکت‌ واحد القهار ملک‌

آفرینش‌ جمله‌ همچون آینه‌

جز تو زین‌ آیینه‌ نبود عاینه‌

آینه‌ گر بی‌شمار و بی‌ حد است‌

جلوه گر در جمله‌ وجه‌ سرمد است‌

هر دلی‌ کآن شد به‌ نور حق‌ بصیر

بود از عون تو ای حی ‌قدیر

گشت‌ عونت‌، قفل‌ قلبش‌ را کلید

قفل‌ ما را هم‌ کلیدی، ای مجید

تا که‌ یکجا چشم‌ قلبم‌ وا شود

بر فروغ‌ طلعتت‌ بینا شود

روی تو مرآت‌ ذات‌ اقدم است‌

پنجه‌ات‌ مشکل‌ گشای عالم‌ است‌

ای مبرّا از حیات‌ و از ممات‌

وی معرّا از حدود و از جهات‌

ای به‌ کل‌ّ ماسوا علمت‌ محیط‌

هم‌ مرکب‌ غرق بحرت‌ هم‌ بسیط‌

ای نهان از دیده و پیدا به‌ دل

ای به‌ پیدایی‌ وجودت‌ مستقل‌

نی‌ نِه‌ای مستور هم‌ از چشم‌ سر

در حقیقت‌ نزد ارباب‌ بصر

کی‌ شوی پنهان تو ای جان جهان

جز ز چشم‌ غافلان بد گمان

غافل‌ آن باشد که‌ نبود هیچ‌ نور

در دل بی‌حاصل‌ او از حضور

آنکه‌ شد عارف‌ به‌ نور باهرت‌

هر کجا بیند عیان و حاضرت‌

مرحبا ای شاه جان افزای ما

ای به‌ هر جا حاضر و پیدای ما

من‌ که‌ باشم‌ تا که‌ بگشایم‌ زبان

در حضورت‌ که‌ عیانی‌ یا نهان

چون به‌ هر حالم‌ تویی‌ مولا و یار

بر تو کردم کار خود را واگذار

جان من‌ باشد به‌ جرم خود مُقِر

اَنت‌ ربّی‌ اَنت‌ حسبی‌ فانتصر

ادامه‌ی دفتر اول

  1. بخش ۲۵ - خطاب‌ به‌ پیر طریقت‌ و سلطان حقیقت‌ و طلب‌ همت‌ نمودن از آن حضرت‌ای علی‌ رحمت‌ ای جانهای پاک
  2. بخش ۲۶ - در بیان احوال آن سالک‌ طریق‌ عشق‌ ومودت‌ و درویش‌ مجرد قلندر سیرت‌ که‌ در یاری سلطان الست‌ از قید هستی‌ رست‌ و از کشف‌ حقیقت‌ به‌ حق‌ پیوستدار حاضر گوش و هوش خویش‌ را
  3. بخش ۲۷ - در بیان انتقال روح پرفتوح حضرت‌ علی‌ رحمت‌ و سلسله‌ جنبان رهروان طریقت‌ از عالم‌ طبیعت‌ به‌ عالم‌ حقیقت‌ و تأخیر در نظم‌ مثنوی مسمی‌ به‌ زبدة الاسرار فرمایدچونکه‌ شاه واحد الذات‌ صمد
همه‌ی دفتر اول ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.