پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۳۵- سوره فاطر

۲- آیات ۵ تا ۹

یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ (۵) إِنَّ اَلشَّیْطٰانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمٰا یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحٰابِ اَلسَّعِیرِ (۶) اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ‌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ (۷) أَ فَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اَللّٰهَ یُضِلُّ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ فَلاٰ تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ حَسَرٰاتٍ إِنَّ اَللّٰهَ عَلِیمٌ بِمٰا یَصْنَعُونَ (۸) وَ اَللّٰهُ اَلَّذِی أَرْسَلَ اَلرِّیٰاحَ فَتُثِیرُ سَحٰاباً فَسُقْنٰاهُ إِلیٰ بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنٰا بِهِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا کَذٰلِکَ اَلنُّشُورُ (۹)

ای مردمان بدرستی که وعده خدا حق است پس باید البته فریفته نکند شما را از زندگانی دنیا و نباید که فریفته کند البته شما را بخدا آن فریب دهنده (۵) بدرستی که شیطان مر شما راست دشمن پس بگیریدش دشمن جز این نیست می‌خواند گروه‌هایش را تا باشند از اهل آتش سوزان (۶) آنان که کافر شدند مر ایشان راست عذابی سخت و آنان که ایمان آوردند و کردند کارهای شایسته مر ایشان راست آمرزش و اجری بزرگ (۷) آیا پس آنکه آراسته شد برایش بدی کردارش پس بیند او را خوب پس بدرستی که خدا اضلال می‌کند آن را که می‌خواهد و هدایت می‌کند آن را که می‌خواهد پس نباید که هلاک شود نفست برایشان از راه حسرتها بدرستی که خدا داناست بآنچه می‌کنند (۸) و خدا آنست که فرستاد بادها را پس برمی‌انگیزد ابر را پس راندیم آن را ببلدی مرده پس زنده گردانیدیم بآن زمین پس از مردنش همچنین است حشر کردن (۹)

أیهَا النَّاسُ إنَّ وَعدَ االلهِ حَق

پس بنفریبد شما را در نسق

زندگی این جهان پر شرور

بر خدا هم دیوتان ندهد غرور

زآنکه شیطان بر شما دشمن فن است

پس بگیریدش عدو چون دشمن است

دشمنی با دیو چبود رو به رو

از صفی کن گوش، ترک آرزو

غیر از این نبود که بر دنیا به پیش

خواند او مر پیروان و احزاب خویش

زآنکه تا باشند ایشان ناگزیر

در قیامت جمله ز اصحاب سعیر

کافران که امر او را تابعند

در عذابی بس شدید و شایعند

وآن کسان که بگرویدند و عمل

بر نکویی کرده اند اندر محل

بهر آنها جمله از برنا و پیر

از حق است آمرزش و اجری کبیر

پس کسی کآراسته شد بهر او

زشتی کردار و دید آن را نکو

هست آیا چون کسی کو از خرد

می دهد در خود تمیز نیک و بد

پس گذارد حق فرو آن را که خواست

وآنکه را خواهد نماید راه راست

پس نباید تا رود نفست ز جا

نزد حسرت ها بر ایشان در خطا

نفس خود یعنی میفکن در الم

می مخور بر حالشان اندوه و غم

حق بود دانا بر آنچه می کنند

دور خود چون کرم پیله می تنند

مر خدای است آنکه بفرستاد باد

پس برانگیزاند ابر اندر نهاد

پس براندیمش به ارض مرده هین

زنده پس کردیم زآن آب، آن زمین

بعد از آن پژمردگی ها وآن فتور

هم بدینسان است گر دانی نشور

ادامه‌ی ۳۵- سوره فاطر

  1. ۴- آیات ۱۳ تا ۱۸یُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ یُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ سَخَّرَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذٰلِکُمُ اَللّٰهُ رَبُّکُمْ لَهُ اَلْمُلْکُ وَ اَلَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ (۱
  2. ۵- آیات ۱۹ تا ۳۰وَ مٰا یَسْتَوِی اَلْأَعْمیٰ وَ اَلْبَصِیرُ (۱۹) وَ لاَ اَلظُّلُمٰاتُ وَ لاَ اَلنُّورُ (۲۰) وَ لاَ اَلظِّلُّ وَ لاَ اَلْحَرُورُ (۲۱) وَ مٰا یَسْتَوِی اَلْأَحْیٰاءُ‌ وَ لاَ اَلْأَمْوٰاتُ إِنَّ اَللّٰهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِ
  3. ۶- آیات ۳۱ تا ۳۷وَ اَلَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ مِنَ اَلْکِتٰابِ هُوَ اَلْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنَّ اَللّٰهَ بِعِبٰادِهِ لَخَبِیرٌ بَصِیرٌ (۳۱) ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْکِتٰابَ اَلَّذِینَ اِصْطَفَیْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِن
  4. ۷- آیات ۳۸ تا ۴۱إِنَّ اَللّٰهَ عٰالِمُ غَیْبِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (۳۸) هُوَ اَلَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاٰئِفَ فِی اَلْأَرْضِ فَمَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ وَ لاٰ یَزِیدُ اَلْکٰافِرِینَ کُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاّٰ مَقْتا
  5. ۸- آیات ۴۲ تا ۴۵وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی اَلْأُمَمِ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً (۴۲) اِسْتِکْبٰاراً فِی اَلْأَرْضِ وَ مَکْرَ اَلسَّیِّئِ وَ لاٰ یَحِیقُ اَلْمَکْرُ
همه‌ی ۳۵- سوره فاطر ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.