پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۲۳- سوره المومنون

۱۰- آیات ۶۲ تا ۷۲

وَ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ لَدَیْنٰا کِتٰابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (۶۲) بَلْ قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَةٍ مِنْ هٰذٰا وَ لَهُمْ أَعْمٰالٌ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ هُمْ لَهٰا عٰامِلُونَ (۶۳) حَتّٰی إِذٰا أَخَذْنٰا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذٰابِ إِذٰا هُمْ یَجْأَرُونَ (۶۴) لاٰ تَجْأَرُوا اَلْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنّٰا لاٰ تُنْصَرُونَ (۶۵) قَدْ کٰانَتْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ تَنْکِصُونَ (۶۶) مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سٰامِراً تَهْجُرُونَ (۶۷) أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا اَلْقَوْلَ أَمْ جٰاءَهُمْ مٰا لَمْ یَأْتِ آبٰاءَهُمُ اَلْأَوَّلِینَ (۶۸) أَمْ لَمْ یَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ (۶۹) أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کٰارِهُونَ (۷۰) وَ لَوِ اِتَّبَعَ اَلْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ اَلسَّمٰاوٰاتُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ (۷۱) أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَرٰاجُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ هُوَ خَیْرُ اَلرّٰازِقِینَ (۷۲)

و تکلیف نمی‌کنم نفسی را مگر به اندازۀ طاقتش و نزد ما کتابیست که سخن می‌کند بحق و ایشان ظلم کرده نمی‌شوند (۶۲) بلکه دلهاشان در غفلت است از این و مر ایشان راست کردارها از غیر آن که ایشان باشند مر آنها را کنندگان (۶۳) تا چون بگیریم متنعمان ایشان را بعذاب آن‌گاه ایشان زاری کنند (۶۴) زاری مکنید امروز بدرستی که شما از ما یاری کرده نخواهید شد (۶۵) بدرستی که بود آیتهای من که خوانده می‌شد بر شما پس بودید بر پاشنه‌هاتان پس بر می‌گشتید (۶۶) تکبرکنان بآن افسانه‌درشب‌گویان که هذیان می‌گفتند (۶۷) آیا پس تأمل نمی‌کردند آن گفتار را یا آمد ایشان را آنچه نیامد پدران ایشان را که بودند پیشینیان (۶۸) آیا نمی‌شناختند رسولشان را پس ایشان بودند مر او را ناشناسندگان (۶۹) آیا می‌گفتند با او جنونیست بلکه آمد ایشان را بحق و اکثرشان بودند مر حق را ناخوش دارندگان (۷۰) و اگر پیرو می‌بود حق مراد هادی ایشان را هر آینه تباه شده بود آسمانها و زمین و هر که در آنهاست بلکه دادیم ایشان را ذکرشان پس ایشانند از ذکرشان روی گردانندگان (۷۱) آیا درخواست می‌کنی از ایشان مزدی پس مزد پروردگار تو بهتر است و اوست بهترین روزی‌دهندگان (۷۲)

شاق نبود هیچ تکلیفی ز ما

لَا نُکَلِّفُ نَفساً إلَّا وُسعَهَا

نزد ما باشد کتابی در شئون

یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَهُم لَا یُظْلَمُون

بلکه دلهاشان از این با شدتی

هست اندر غفلتی و حیرتی

غیر از ایشان باشد اعمالی نژند

غیر شرک اعنی که باشد ناپسند

میکنند اعمال ناپاک و پلید

بر علاوة شرک فُساق عنید

تا به هنگام معیّن در عِقاب

إذَآ أخَذْنَا مُتْرَفِیهِم بِالْعَذَاب

آنکه ایشان می کنند از حد فزون

استغاثه پس إذَاهُم یَجأرُون

نی کنید افغان که یاری کرده هیچ

نی شوید از ما شما اندر بسیج

بود آیت های قرآن که ز ما

خوانده می شد هر زمانی بر شما

پس شما بر قهقری بودید آن

که همی گشتید بر اِعقابتان

می نمودید اعنی از آن اعتراض

داشتید از استماعش انقباض

سرکشان بودید و در شب، در حرم

ذکر پیغمبر چه میشد دم به دم

می نمودید از بدی او را به یاد

بودتان اعراض زآن سلطان راد

می نکردید ایچ آیا در کلام

یعنی این قرآن تدبّر در مقام

یا بِدیشان آمد آنچه در یقین

بر پدرهاشان نیامد پیش از این

یا که هیچ آیا رسول خویش را

باز بر نشناخت ندی از عمی

تا کنند انکارش از بی معرفت

بلکه بشناسندش از رسم و صفت

یا که می گفتند آیا که رسید

جن به وی یعنی جنونی بر مزید

بلکه آمدشان به حق پیغمبری

کَارِهُون بودند حق را اکثری

تابع ار گشتی حق از اهوائشان

بر تبه گشت این زمین و آسمان

واندر آنها هر که هست از ذی عقول

نیست یعنی میلشان جز بر فضول

بل کتابی بازشان دادیم چند

تا که باشد بهر ایشان وعظ و پند

پس خود ایشان روی گردانند از آن

یعنی از ذکری که آمد در بیان

خواهی آیا مزد دعوت زین گروه

یا طمع داری به چیزی از وجوه

پس بود مزد تو از پروردگار

مزد او بهتر ز خلق روزگار

بر خلایق اوست خیر الرازقین

که دهد هم حلق و هم رزق از یقین

ادامه‌ی ۲۳- سوره المومنون

  1. ۱۲- آیات ۹۱ تا ۹۸مَا اِتَّخَذَ اَللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا کٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلٰهٍ بِمٰا خَلَقَ وَ لَعَلاٰ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ (۹۱) عٰالِمِ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ فَتَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (۹۲)
  2. ۱۳- آیات ۹۹ تا ۱۰۷حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ رَبِّ اِرْجِعُونِ (۹۹) لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً فِیمٰا تَرَکْتُ کَلاّٰ إِنَّهٰا کَلِمَةٌ هُوَ قٰائِلُهٰا وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۰۰) فَإِذٰا نُفِخَ فِی اَلصُّورِ فَلاٰ أَنْسٰ
  3. ۱۴- آیات ۱۰۸ تا ۱۱۸قٰالَ اِخْسَؤُا فِیهٰا وَ لاٰ تُکَلِّمُونِ (۱۰۸) إِنَّهُ کٰانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبٰادِی یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا فَاغْفِرْ لَنٰا وَ اِرْحَمْنٰا وَ أَنْتَ خَیْرُ اَلرّٰاحِمِینَ (۱۰۹) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتّٰی أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَ کُنْتُمْ مِ
همه‌ی ۲۳- سوره المومنون ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.