پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۲- سوره البقره

۱۱۳- مناجات

ای خدا ما را به فضل خود ببخش

ور خطای ما گذشت از حد ببخش

گر که نگذشتیم ما از فعل زشت

حلم کن بگذر ز مشتی بد سرشت

تو توانی هر بدی را خوب کرد

صورت مبغوض را محبوب کرد

گر سرشت ماست بد، نیکوش کن

خانه ور گلخن بود مینوش کن

عجز و استدعاست از ما، وز تو جود

جود کن کایجاد ما از جود بود

ما فقیریم از دو صد ره ای غنی

از غنی بهر فقیر است ایمنی

احتیاج و فقرِ ما ناید به گفت

آن تو دانی که نداری مثل و جفت

از تو نامد غیر نیکی در عیان

وز من الاّ زشتی و سهو و زیان

تو همانی ای خدای فرد پاک

که نمودی خلقت ما ز آب و خاک

من همان خاکم که بودم در نخست

خاک چبود تا بود کج یا درست

خاک، سر تا پاست عجز و احتیاج

سهو و سقم و انکسار و اعوجاج

پس به هر گامی بلغزد گر پی ام

عفو کن از من که جز خاکی نی ام

این دعای ما هم از تلقین توست

گر نمایی مستجاب آئین توست

هوش دادی پس زبان و چشم و گوش

خاک پستی را که بود از خود خموش

کت بخوانم با هزاران لابه من

پای دانم باز از پا تا به من

عقل هم بیگانه زین ادراک بود

زآنکه ذاتت از تعقل پاک بود

کس نداند جز تو وجه رابطه

کز چه شد عقل از جنابت واسطه

تا که داند یا که بشناسد کست

دل نشان یابد ز سرّ اقدست

مع به قیّومیّتی با ممکنات

وین منافی نیستت با قدس ذات

یا که با معلول ربط علت است

یا که آن هم نیست صرف وحدت است

خود تویی یعنی که بر خود عارفی

نیست موصوفی دگر یا واصفی

این عدمها که به هست آورده ای

نیست جز بر روی هستی پرده ای

هستی ما نیست جز نقش علم

ظاهر آمد رأی نقاش از قلم

یک قلم زد عالم و افلاک شد

خاک لاشیء لایق لولاک شد

خاک کی از بود خویش آگاه بود

یا که او را ره بر آن درگاه بود

خاک را چون را ه دادی ز ابتدا

نک مبند آن در ز جرم ما به ما

آنچه از ما شد عیان تقصیر بود

وز تو بخشش بود اگر تقدیر بود

کی مقدر بود عصیان بهر کس

ور که بود از بهر رحمت بود و بس

پیش از آن کآید گناهی در وجود

باب رحمت بر گنهکاران گشود

باب رحمت باش هر دم بازتر

بر گنه کاران بلند آوازتر

تا درآیند اهل عصیان از درت

جام بخشایش خورند از کوثرت

ادامه‌ی ۲- سوره البقره

  1. ۱۱۵- آیات ۲۳۸ تا ۲۴۲حٰافِظُوا عَلَی اَلصَّلَوٰاتِ وَ اَلصَّلاٰةِ اَلْوُسْطیٰ وَ قُومُوا لِلّٰهِ قٰانِتِینَ (۲۳۸) فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجٰالاً أَوْ رُکْبٰاناً فَإِذٰا أَمِنْتُمْ فَاذْکُرُوا اَللّٰهَ کَمٰا عَلَّمَکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ (۲۳۹) وَ اَلَّذِینَ یُتَوَفَّو
  2. ۱۱۶- آیات ۲۴۳ تا ۲۴۴أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ اَلْمَوْتِ فَقٰالَ لَهُمُ اَللّٰهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیٰاهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی اَلنّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ (۲۴۳) وَ قٰاتِلُوا فِی سَب
  3. ۱۱۷- آیه ۲۴۵مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ أَضْعٰافاً کَثِیرَةً وَ اَللّٰهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۲۴۵)
  4. ۱۱۸- آیه ۲۴۶أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ اِبْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ اَلْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَ
  5. ۱۱۹- آیه ۲۴۷وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ اَلْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ اَلْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اَللّٰهَ اِصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَه
  6. ۱۲۰- آیه ۲۴۸وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ اَلتّٰابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِمّٰا تَرَکَ آلُ مُوسیٰ وَ آلُ هٰارُونَ تَحْمِلُهُ اَلْمَلاٰئِکَةُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (۲۴۸)
  7. ۱۲۱- آیه ۲۴۹فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اِغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰ
  8. ۱۲۲- آیه ۲۵۰وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ اُنْصُرْنٰا عَلَی اَلْقَوْمِ اَلْکٰافِرِینَ (۲۵۰)
همه‌ی ۲- سوره البقره ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.