پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۱۹- سوره مریم

۵- آیات ۳۴ تا ۴۰

ذٰلِکَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ اَلْحَقِّ اَلَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ (۳۴) مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (۳۵) وَ إِنَّ اَللّٰهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ (۳۶) فَاخْتَلَفَ اَلْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۳۷) أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ یَوْمَ یَأْتُونَنٰا لٰکِنِ اَلظّٰالِمُونَ اَلْیَوْمَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۳۸) وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اَلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ اَلْأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ وَ هُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۳۹) إِنّٰا نَحْنُ نَرِثُ اَلْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهٰا وَ إِلَیْنٰا یُرْجَعُونَ (۴۰)

آنست عیسی پسر مریم گفتن درست که در آن شک می‌کنند (۳۴) نباشد خدا که فرا گیرد هیچ فرزندی منزه است او چون قرار آفریدن می‌دهد امری را پس جز این نیست که می‌گوید مر او را بشو پس می‌شود (۳۵) و بدرستی که خدا پروردگار من و پروردگار شماست پس بپرستید او را اینست راه راست (۳۶) پس اختلاف کردند طایفها از میانشان پس وای مر آنان را که کافر شدند از حضور روزی بزرگ (۳۷) چه شنوانید به ایشان و چه بینا روزی که آیند ما را لکن ستمکاران باشند آن روز در گمراهی آشکار (۳۸) و بیم داده ایشان را از روز حسرت چون گذارش داده شود کار و ایشانند در غفلتی و ایشان نمی‌گروند (۳۹) بدرستی که ما میراث می‌بریم زمین را و کسی که بر آنست و بسوی ما باز می‌گردند (۴۰)

ذَلِکَ عِیَسی ابن مَرْیَم قَولَ الْحَق

که به شک باشند اندر وی فرق

مر سزا نبود که تا گیرد ولد

حق تعالی یا که جفتی بهر خود

او منزه باشد از فرزند و زن

یا که از هر نسبتی ز اوصاف تن

چون کند حکمی نباشد پس جز این

گوید او را باش، پس باشد یقین

آن خدا رب من و رب شماست

پس بترسیدش که این شد راه راست

هر گروهی پس نمودند اختلاف

بین خود از ناصواب و از گزاف

وای آن کو گشت کافر بی ز بیم

وقت حاضر گشتن روزی عظیم

ناروایی گفت یا حرفی قبیح

در حق عیسی و مریم از صریح

کافران چه بنگرند و بشنوند

در قیامت چون به ما حاضر شوند

سود نکند بهرشان سمع و بصر

چونکه بینند آن وعید جان شکر

ظالمان امروز لیک ار بی غمند

در ضلالی روشنند و محکمند

یا که باشد امر، یعنی بازشان

ای نبی شنوا و بینا سازشان

کن ز یوم حسرتی انذارشان

ساخته چو از امر حق شد کارشان

وین گُره در غفلتند و نگروند

نصح و پند ناصحان را نشنوند

ما زمین و اهل آن را وارثیم

خود چو میراننده هر حادثیم

سوی ما این حادثان راجع شوند

چون تهی دست از جهان بیرون روند

ادامه‌ی ۱۹- سوره مریم

  1. ۷- آیات ۵۱ تا ۵۸وَ اُذْکُرْ فِی اَلْکِتٰابِ مُوسیٰ إِنَّهُ کٰانَ مُخْلَصاً وَ کٰانَ رَسُولاً نَبِیًّا (۵۱) وَ نٰادَیْنٰاهُ مِنْ جٰانِبِ اَلطُّورِ اَلْأَیْمَنِ وَ قَرَّبْنٰاهُ نَجِیًّا (۵۲) وَ وَهَبْنٰا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنٰا أَخٰاهُ هٰارُونَ نَبِیًّا (۵۳) وَ اُذْکُرْ فِی
  2. ۸- آیات ۵۹ تا ۶۳فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضٰاعُوا اَلصَّلاٰةَ وَ اِتَّبَعُوا اَلشَّهَوٰاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا (۵۹) إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَأُولٰئِکَ یَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ وَ لاٰ یُظْلَمُونَ شَیْئاً (۶۰) جَنّٰاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی و
  3. ۹- آیات ۶۴ تا ۷۳وَ مٰا نَتَنَزَّلُ إِلاّٰ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مٰا بَیْنَ أَیْدِینٰا وَ مٰا خَلْفَنٰا وَ مٰا بَیْنَ ذٰلِکَ وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ نَسِیًّا (۶۴) رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فَاعْبُدْهُ وَ اِصْطَبِرْ لِعِبٰادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ
  4. ۱۰- آیات ۷۴ تا ۸۴وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثٰاثاً وَ رِءْیاً (۷۴) قُلْ مَنْ کٰانَ فِی اَلضَّلاٰلَةِ فَلْیَمْدُدْ لَهُ اَلرَّحْمٰنُ مَدًّا حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ إِمَّا اَلْعَذٰابَ وَ إِمَّا اَلسّٰاعَةَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ هُو
  5. ۱۱- آیات ۸۵ تا ۹۸یَوْمَ نَحْشُرُ اَلْمُتَّقِینَ إِلَی اَلرَّحْمٰنِ وَفْداً (۸۵) وَ نَسُوقُ اَلْمُجْرِمِینَ إِلیٰ جَهَنَّمَ وِرْداً (۸۶) لاٰ یَمْلِکُونَ اَلشَّفٰاعَةَ إِلاّٰ مَنِ اِتَّخَذَ عِنْدَ اَلرَّحْمٰنِ عَهْداً (۸۷) وَ قٰالُوا اِتَّخَذَ اَلرَّحْمٰنُ وَلَداً (۸۸) لَقَ
همه‌ی ۱۹- سوره مریم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.