پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

۱۸- سوره الکهف

۱۷- آیات ۹۹ تا ۱۰۴

وَ تَرَکْنٰا بَعْضَهُمْ یَوْمَئِذٍ یَمُوجُ فِی بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِی اَلصُّورِ فَجَمَعْنٰاهُمْ جَمْعاً (۹۹) وَ عَرَضْنٰا جَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ لِلْکٰافِرِینَ عَرْضاً (۱۰۰) اَلَّذِینَ کٰانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطٰاءٍ عَنْ ذِکْرِی وَ کٰانُوا لاٰ یَسْتَطِیعُونَ سَمْعاً (۱۰۱) أَ فَحَسِبَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ یَتَّخِذُوا عِبٰادِی مِنْ دُونِی أَوْلِیٰاءَ إِنّٰا أَعْتَدْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ نُزُلاً (۱۰۲) قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمٰالاً (۱۰۳) اَلَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً (۱۰۴)

و وا می‌گذاریم بعضی ایشان را آن روز که باضطراب داخل می‌شوند در بعضی و دمیده شد در صور جمع کردیم ایشان را جمع کردنی (۹۹) و نمودار کردیم دوزخ را آن روز برای کافران نمودار کردنی (۱۰۰) آنان که بود چشمهاشان در پرده از یاد من و بودند که نمی‌توانستند شنیدن (۱۰۱) آیا پس پنداشتند آنان که کافر شدند که بگیرند بندگان مرا از غیر من صاحبان بدرستی که ما آماده کردیم دوزخ را از برای کافران ما حضری (۱۰۲) بگو آیا خبر دهم شما را بزیان‌کارتر آن در کردارها (۱۰۳) آنان که ضایع شد سعیشان در زندگی دنیا و ایشان می‌پندارند که ایشان خوب می‌کنند کار را (۱۰۴)

واگذاریم اندر آن روز خروج

بعضشان را باز فِی بَعضٍ یَمُوج

جن و انس اعنی ز روی اضطراب

در هم آمیزند همچون موج آب

پس دمیده می شود در صور دم

جمع پس سازیم ایشان را به هم

عرض گردانیم دوزخ را عیان

اندر آن روز از برای کافران

آن کسان که چشمهاشان در غطا

باشد از ذکر اعنی از آیات ما

هم بنتوانند بشنیدن به گوش

قول حق و آیات را از فقد هوش

می کنند این کافران آیا گمان

آنکه گیرند از عبادم دوستان

غیر من گیرند یعنی اولیاء

از بتان یا از ملایک و انبیاء

یعنی آیا جز من ار گیرند دوست

هیچ نفعی بهرشان در جستجوست

ما کنیم آماده پس بی حایلی

مر جهنم کافران را منزلی

گو دهم آیا خبر من بالعیان

در عمل از بدترین خلقتان

آنکه ضایع گشت و گم از کج روی

سعی ایشان در حیات دنیوی

هستشان طاعات از روی ریاء

نی که از اخلاص و ایمان و ولاء

اصل طاعت زآنکه تصدیق دل است

طاعت ار ز ایمان نباشد باطل است

می کنند اینسان گمان در کارها

که نکو کارند از پندارها

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.