پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

در انجمن به خرام آمدی و رو بستی

سخن به پرده سرودی و لب فرو بستی

حدیثِ حُسن تو هر کس به یک زبانی گفت

طلسم دلبری خود به گفت‌و‌گو بستی

هوای عشق به دریا‌دلی توان بستن

سزد ز گریه مرا گر به دیده جو بستی

دلم به کشورِ حُسن تو شد به صیدِ نظر

رهِ برون شدن از خال و خط بر او بستی

نزاع زاهد و صوفی به انتزاع تو بود

که نفس خود همه بر خار و گل نکو بستی

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.