پرش به محتوای اصلی
صفایی جندقی صفایی جندقی

نوحه‌ها

شمارهٔ ۳۴

عدل یزدان را به حق هر روز باید قتل عامی

گر بخواهد خون ناحق کشتگان را انتقامی

ای سرشک تلخ و شور من کجایی یا کدامی

دست گیری کن یکی دریای رحمت را به جامی

ای شهید بن شهید ای آنکه در کیهان نبینم

جز تو در گوهر نبی حرمت ولایت احتشامی

باب یزدان وجه حق خون خدا نفس مشیت

لوحش اله جمله اینان یا برون ز اینان کدامی

چیست دانی برتو رفت آنچ اندک از بسیار گفتن

باز راندن راز دفترها رزیت در کلامی

کاوش باطل اگر آن احتساب حق اگر این

ممتنع بینم و زین بوی رحمت بر مشامی

صد ره افزون گر بپیمایی زمین تا آسمان را

رسته از ماتم نبینی نه مقیمی نه مقامی

چیست دانی با نشور نینوا و شور اعدا

رستخیز صد قیامت ترک جوشی نیم خامی

گبر و ترسا کی بدین خون دست سودی حاش لله

شرع نسبت ناصبی را گر نرفتی اهتمامی

یک تن از تنها مسلمان کافرم گر چشم دارم

قبله اسلامیان راکام جوید با سلامی

ای نظام ناصری افواج چرخ امواج دولت

خود چه نقصان گر فزاید از تو دین را انتظامی

رزم را ده مرده بر خیل ستم بگشای دستی

عزم را چار اسبه سوی نینوا بردار گامی

شرک بر توحید چیره کفر بر اسلام غالب

دین ز دنیا شور بختی حق ز باطل زشت نامی

باز ننشیند قیامت رستخیز نینوا را

خود تقاعد تا به چند ای وقعه ی کبری قیامی

گریه شور صفایی بر لب شیرین اصغر

نیل و جیحون را به نشگفت ار نماند احترامی

ادامه‌ی نوحه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۶چرخ را سنگین سکونی خاک را چابک خرامی
  2. شمارهٔ ۳۷توعریان خفته در خون ما مهیای گرفتاری
  3. شمارهٔ ۳۸جنبشت ای آسمان گردد سکون
  4. شمارهٔ ۳۹خصم جان کوکب تو دشمن تن اختر ما
  5. شمارهٔ ۴۰دردا که ماند در دل بس حسرت از جوانان
  6. شمارهٔ ۴۱آه کزین سفر نشد جز تب و تاب حاصلم
  7. شمارهٔ ۴۲تا شدی از کنار من نیست جز این دو حاصلم
  8. شمارهٔ ۴۳دل همی خواست که ریزد سر و جان در پایت
همه‌ی نوحه‌ها ←

صفایی جندقی درباره‌ی صفایی جندقی

یرزا احمد جندقى متخلص به «صفایی» دومین فرزند یغماى جندقى است که در سال ۱۲۳۶ ه.ق درخور، مرکز منطقهٔ جندق و بیابانک به دنیا آمد. مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى (مجتهد مشهور شیعى) دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلص ملا احمد نراقی که تخلص «صفایی» داشت «احمد» و «صفایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.