فهرست اشعار
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۱ سر به گریبان خواب، از چه فرو بردهای ؟
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۲ حاجت شمع و چراغ، نیست شب عمر را
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۳ شمعی بس است ظلمت آیینه خانه را
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۴ عیش امروز علاج غم فردا نکند
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۵ زان پیش کز غبار نفس بی صفا شود
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۶ دل ز همدردان شود از گریه خالی زودتر
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۷ سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۸ بغیر شهد خموشی کدام شیرینی است
- تکبیت شمارهٔ ۶۰۹ نه از روی بصیرت سایه بال هما افتد
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۰ ز شرم او نگاهم دست و پا گم کرد چون طفلی
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۱ نیست امروز کسی قابل زنجیر جنون
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۲ حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۳ دم جان بخش نسیم سحری را دریاب
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۴ دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۵ هرگز ز کمانخانهٔ ابروی مکافات
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۶ طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۷ چو برگ سبز کز باد خزانی زرد میگردد
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۸ به پیغامی مرا دریاب اگر مکتوب نفرستی
- تکبیت شمارهٔ ۶۱۹ گرانی میکند بر تن، چو سر بی جوش میگردد
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۰ آدمی پیر چو شد، حرص جوان میگردد
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۱ ز روی گرم، کار مهر تابان میکند ساقی
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۲ دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۳ مرا نتوان به نازو سرگرانی صید خود کردن
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۴ عزیزی هر که را در مصر هستی از سفر آید
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۵ مرا گر خندهای چون غنچه در سالی شود روزی
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۶ هزار حیف که در دودمان عشق نماند
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۷ ندیدم یک نفس راحت ز حس ظاهر و باطن
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۸ کجاست عالم تجرید، تا برون آیم
- تکبیت شمارهٔ ۶۲۹ درین میخانه از خاکی نهادان، چون سبوی می
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۰ ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۱ میشوم چون تهی از باده، به سر میغلتم
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۲ نمیگردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۳ کدام روز که صد بت نمیتراشد دل ؟
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۴ به جان رساند مرا داغ دوستان دیدن
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۵ ز درد خویش ندارم خبر، همین دانم
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۶ فغان که آینه رخسار من نمیداند
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۷ دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۸ اندیشه تکلیف در اقلیم جنون نیست
- تکبیت شمارهٔ ۶۳۹ میان خوف و رجا حالتی است عارف را
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۰ مرا سرگشتگی نگذاشت بر زانو گذارم سر
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۱ قدم به چشم من خاکسار نگذارد
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۲ بزرگ اوست که بر خاک همچو سایهٔ ابر
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۳ حضور قلب بود شرط در ادای نماز
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۴ مرو از پرده برون بر اثر نکهت زلف
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۵ عرق شبنم گل خشک نگشته است هنوز
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۶ دل سودازده عمری است هوایی شده است
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۷ آه سردی خضر راه ما سبکباران بس است
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۸ یک جا قرار نیست مرا از شتاب عمر
- تکبیت شمارهٔ ۶۴۹ عشق، اول ناتوانان را به منزل میبرد
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۰ ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۱ پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۲ ای کارساز خلق به فریاد من برس
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۳ از کوچهای که آن گل بی خار بگذرد
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۴ همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفت
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۵ دولت سنگدلان زود بسر میآید
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۶ بنای توبهٔ سنگین ما خطر دارد
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۷ دل دشمن به تهیدستی من میسوزد
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۸ در چنین فصل که نم در قدح شبنم نیست
- تکبیت شمارهٔ ۶۵۹ در معرکهٔ عشق، دلیرانه متازید
- تکبیت شمارهٔ ۶۶۰ آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.