پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۵۴۰

چون گل پی رنگینی دستار نباشم

چون آب روان تشنه رفتار نباشم

اشکم که به هر تنگ نظر گرم نجوشم

آهم که به هر سردنفس یار نباشم

ناقوس غریبانه به فریاد درآید

آن روز که در حلقه زنار نباشم

زین شهر چرا روی به صحرا نگذارم؟

دیوانه شدم، چند گرفتار نباشم؟

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۵۴۲ما حسرت دیدار تو در سینه شکستیم
  2. شمارهٔ ۵۴۳دلبستگیی با دل بی کینه نداریم
  3. شمارهٔ ۵۴۴ما داغ جنون را به سویدا نفروشیم
  4. شمارهٔ ۵۴۵به کویش مشت خاکی می فرستم
  5. شمارهٔ ۵۴۶گر تو با هر خار و خس خواهی چو گل افروختن
  6. شمارهٔ ۵۴۷مردم از افسردگی ای بخت چشمی باز کن
  7. شمارهٔ ۵۴۸درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من
  8. شمارهٔ ۵۴۹از نصیحت دم مزن با خاطر افگار من
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.