پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هشتم در آداب صحبت

حکمت شمارهٔ ۹

به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان، که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد.

معشوق هزار دوست را دل ندهی

ور می‌دهی آن دل به جدایی بنهی

ادامه‌ی باب هشتم در آداب صحبت

  1. حکمت شمارهٔ ۱۱دشمنی ضعیف که در طاعت آید و دوستی نماید، مقصود وی جز آن نیست که دشمنی قوی گردد و گفته‌اند: بر دوستی دوستان اعتماد نیست تا به تملق دشمنان چه رسد و هر که دشمن کوچک را حقیر می‌دارد، بدان ماند که آتش اندک را مهمل می‌گذارد.
  2. حکمت شمارهٔ ۱۲سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرم زده نشوی.
  3. حکمت شمارهٔ ۱۳هر که با دشمنان صلح می‌کند سر آزار دوستان دارد.
  4. حکمت شمارهٔ ۱۴چون در امضای کاری متردد باشی آن طرف اختیار کن که بی آزارتر بر آید.
  5. حکمت شمارهٔ ۱۵بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید.
  6. حکمت شمارهٔ ۱۶هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عزَّ و جَلَّ.
  7. حکمت شمارهٔ ۱۷نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.
  8. حکمت شمارهٔ ۱۸خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
همه‌ی باب هشتم در آداب صحبت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.