پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب نهم در توبه و راه صواب

بخش ۱۹ - مثل

پلیدی کند گربه بر جای پاک

چو زشتش نماید بپوشد به خاک

تو آزادی از ناپسندیده‌ها

نترسی که بر وی فتد دیده‌ها؟

براندیش از آن بندهٔ پرگناه

که از خواجه مخفی شود چند گاه

اگر برنگردد به صدق و نیاز

به زنجیر و بندش بیارند باز

به کین‌آوری با کسی برستیز

که از وی گزیرت بود یا گریز

کنون کرد باید عمل را حساب

نه وقتی که منشور گردد کتاب

کسی گرچه بد کرد هم بد نکرد

که پیش از قیامت غم خود بخورد

گر آیینه از آه گردد سیاه

شود روشن آیینهٔ دل به آه

بترس از گناهان خویش این نَفَس

که روز قیامت نترسی ز کس

ادامه‌ی باب نهم در توبه و راه صواب

  1. بخش ۲۱ - حکایتیکی را به چوگان مه دامغان
  2. بخش ۲۲ - حکایتبه صنعا درم طفلی اندر گذشت
همه‌ی باب نهم در توبه و راه صواب ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.